ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٠٥ - ١٠ - تبكيت و تعيير أبو حنيفه ، شاگرد خود أبو يوسف را
و از او بپرس كه : « هر گاه كسى جامه به گازر برد كه آن را به يك درهم گازرى كند پس از چند روز كه براى گرفتن جامه مراجعه كند گازر انكار كند پس از چند روز ديگر كه دوباره از او جامهء خود را بخواهد جامه را گازرى كرده به او پس دهد آيا او را مزد گازرى كردن هست يا نه ؟ پس اگر يعقوب گفت : او را اجرت هست . بگو خطا كردى و اگر بگويد : نيست . باز هم بگو خطا كردى .
آن مرد به نزد يعقوب رفت و مسأله را پرسيد . ابو يوسف گفت : او را اجرت بايد داده شود . گفت خطا كردى ! ابو يوسف ساعتى به انديشه فرو رفت و آنگاه گفت :
اجرت ندارد . باز گفت : خطا كردى .
ابو يوسف بر فور از جا برخاست و به نزد ابو حنيفه شتافت . ابو حنيفه گفت : ترا به اين جا نياورده مگر مسأله گازرى . گفت : آرى چنين است .
پس ابو حنيفه گفت : سبحان الله ! كسى مجلسى درست كرده كه در دين خدا سخن گويد و نشسته تا مردم را فتوى دهد و اين است مقدار علم او كه نمىتواند يك مسأله از مسائل اجاره را جواب دهد .
ابو يوسف درخواست كرد كه مسأله را بوى بياموزد .
ابو حنيفه گفت : اگر جامه را بعد از غصب ، گازرى كرده او را مزدى نيست چه او جامه را براى خود شسته و اگر پيش از غصب بوده او را اجرت هست چه اين كار را براى صاحب جامه انجام داده است . . » از حسن بن زياد لؤلؤى نقل كرده كه :
« زنى ديوانه به نام امّ عمران در كناسهء كوفه نشسته مىبوده مردى از آنجا گذشته و با آن زن سخن گفته پس زن ، او را « يا ابن الزّانيين » خوانده قضا را ابن ابى ليلى ، قاضى ، آنجا بوده و اين كلام را شنيده و دستور احضار آن زن را به مسجد داده و چون حاضر شده دو حدّ بر وى اجراء كرده يكى براى پدر و ديگرى براى مادر آن مرد .
چون اين قضيه به ابو حنيفه برده شده گفته است : ابن ابى ليلى در اين كار شش خطا كرده : حدّ را در مسجد جارى ساخته با اين كه حدود نبايد در مساجد اقامه شود ،