ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨١ - ١٠ - هشام ( ابن عبد الملك ) ١ - بي اطّلاعي هشام از احكام دين ٢ - مجازاتهاي غير ديني ٣ - گرفتن ١٧١ جزيه ١٨٧ از مسلمين ٤ - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان ٥ - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
« غيلان از پاسخ فرو مانده و به خاموشى گراييده است .
در اين هنگام هشام ، او را گفته است : چرا خاموش شدى پاسخ گو ، غيلان باز هم چيزى نگفته و پاسخ نياورده است .
« هشام گفته است : خداى از من نگذرد اگر از او بگذرم .
« پس فرمان داده دو دست و دو پاى غيلان را قطع كردهاند ! » خطيب بغدادى ، ذيل ترجمهء ابو الميّاس الرّاويه ( جلد چهاردهم - صفحه ٤٢٧ - ) ، به اسناد ، مضمون زير را آورده است :
« قريش را وليمه و ميهمانى بيش آمده كه ميّاس فقعسى آن را متصدّى بوده است پس عمارهء كلبى را بالاتر از هشام بن عبد الملك نشانده اين كار ، هشام را گران و ناهنجار شده و آن را به ياد سپرده و با خود عزم كرده كه چون به خلافت رسد او را معاقب سازد پس هنگامى كه خلافت يافته امر كرده او را آوردهاند آنگاه دستور داده است دندانهاى وى را بكنند و ناخنهايش را بكشند . دستور اجراء شده و دندانها و ناخنهاى او را كشيدهاند . اين ابيات را در اين باره انشاء كرده است :
< شعر > عذّبونى به عذاب قلعوا جوهر رأسي ثمّ زادوني عذابا نزعوا عنّى طساسى [١] بالمدى حزّز لحمي و بأطراف المواسى » < / شعر > در زمان سلطنت هشام هم فتوحات ، چه در مشرق ( خراسان قديم ) و چه در مغرب ( افريقا ) زياد بوده است ليكن بيشتر جنبهء سلطنتى و توسعهء عرصهء حكومت و فرمانروايى منظور مىبوده نه مسلمانى ( چنان كه گاهى از جزيه گرفتن از تازه مسلمانان هم هر چند موجب اين مىشده كه از اسلام برگردند صرف نظر نمىشده است ) هشام ، چنان كه گفته شد ، در ماه ربيع الآخر از سال يك صد و بيست و پنج ( ١٢٥ ) به سن پنجاه و سه ( ٥٣ ) ، پس از بيست سال حكومت ، سلطنت را به برادرزادهء خود وليد ابن يزيد واگذاشته و در گذشته است .
[١] خطيب از قول ابو على از ابو المياس نقل كرده كه « طساس » بمعنى « اظفار » است .