ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١١٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
بزرگ است بر خرى ديگر و طورى ساده و بىپيرايه حركت كند كه حتّى معاويه متوجه او نشود و از او بگذرد و نفهمد بلكه بايد خليفه هم حاجب و دربان و قصر و دربار و دبدبه و كبكبه مىداشت تا نه تنها عامّهء مردم ، چنان كه معاويه گفته ، بلكه قياصره و اكاسره نيز از ابّهت و شوكت او و دربارش مرعوب شوند ! ! سبحان الله .
و هم لازم بود سعد وقّاص و ديگر امراء و عمّال ، كه در ايران فرماندار مىبودند ، به شيوهء فرمانداران و سالاران و مرزبانان و دهقانان ايران به جاه و جلال و عظمت و شوكت توجه مىداشتند نه اين كه قصر سعد و در آن سوزانده شود و در نتيجهء حاجب داشتن از كار بر كنار و به دادن نيمى از اموال خود گرفتار گردد .
و هم قابل توجه بلكه تعجب است كه خليفه با آن صلابت در امور دين و شدّت و سخت گيرى كه فرزند خود را با زدن حدّ و اجراء حكم الهى نابود مىسازد چه گونه فريبكارى و تزوير معاويه را با عبارتى دو پهلو ( ويحك ما ناظرتك فى امر اعيب عليك فيه الَّا تركتنى . . ) كه معلوم نيست مدح است يا قدح مىستايد و مىگويد :
« هيچ گاه در كارى كه عيبى در آن بر تو يافتم با تو مناظره نكردم مگر اين كه مرا به حالى افكندى كه ندانستم ترا به آن كار وادارم يا از آن باز دارم ! » و در آخر هم ، بحسب اين نقل ، مىگويد : « نه ترا امر مىكنم و نه نهى » ! !