تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٧ - منطق آسمانى
/ ٢٧٤ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ- و سراى آخرت پرهيزگاران را بهتر است، چرا نمىانديشيد؟» [١١٠] نابودى كافران و منكران با هشدار قبلى بود. پيامبران به قدر توان در دعوت به توحيد كوشيدند و بر آزار آنان صبر كردند تا آن جا كه به درجه يأس رسيدند.
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا- چون پيامبران نوميد شدند و چنان دانستند كه آنها را تكذيب مىكنند ياريشان كرديم.» در تفاسير در معنى اين آيه آمده است كه پيامبران يقين كردند كه مردم به كلّى تكذيبشان كردند حتى يك تن اصلاح پذير نيست ... از سوى ديگر معنى چنين است كه امّتها پنداشتند كه پيامبران از وعده پيروزى كه به آنان داده شده و نيز در وعده نابودى دشمنان دروغ گفتهاند. از ابن عبّاس روايت شده كه گفت
«پيامبران بشر بودند، از اين رو چون ضعيف شدند نوميد گرديده پنداشتند كه وعدهها دروغ بوده است. سپس اين آيه را خواند حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ؟- طبرسى گويد: «اين سخن بعيد است و ما نظر خود را گفتيم». [٢٣] فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ- و هر كه را خواستيم نجات داديم و عذاب، از مردم گنهكار باز گردانيده نشود.» [١١١] برداشتهاى ما از تاريخ پيامبران و اقوام گذشته مىتواند الهام بخش نظامهاى اجتماعى باشد و طبيعت تحوّلات تاريخى را براى ما روشن سازد، امّا به شرط آن كه آدمى عقل خود را به كار اندازد و به كنه قضايا بينديشد.
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ- در داستانهايشان خردمندان را عبرتى است.» نتيجه آن كه عبرتهاى تاريخى دروغ پذير نيست، زيرا حاكى از حقايقى
[٢٣] - مجمع، ج ٢، ص ٢٧١.