تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - اينك حقيقت آشكار شد
او در زمره راستگويان است.» من از او فسق خواستم نه او از من».
[٥٢] يوسف (ع) در حالى كه بر برائت خود نزد عزيز مصر تأكيد مىگذاشت، گفت: از عزيز مىخواهم كه دوباره تحقيق كند تا بداند كه من پاكم و به زنش در غياب او خيانت نكردهام.
ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ- چنين شد تا بداند كه من در غيبتش به او خيانت نكردم.» بلكه خاين زن اوست كه پيروز نشد و خداوند خيانت او را براى مردم روشن ساخت.
وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ- و خدا حيله خائنان را به هدف نمىرساند.» يعنى خداوند خاينان را در مكر و حيلهشان پيروز نمىكند».
[٥٣] سپس يوسف تأكيد كرد كه «سخن او به اين معنى نيست كه وى از زمره خدايان است و از جنس بشر نيست و خطا كاران از گروه شياطيناند، نه، بلكه نفس امّارة بالسّوء است و فرو افتادن در لجنهاى پستى از طبيعت بشر دور نيست».
مراد يوسف اين بود كه تمسّك به پيامهاى الهى و مسلّح شدن به نيروى ايمان و پرهيزگارى آدمى را از سقوط نگاه مىدارد.
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي- من خويشتن را بىگناه نمىدانم زيرا نفس، آدمى را به بدى فرمان مىدهد مگر آن كه پروردگار من رحم كند.» لطف الهى به آدمى توان بزرگى مىدهد كه با آن بر نفس امّاره چيره مىشود.
إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ- همانا خداى من بخشنده مهربان است.»/ ٢١٩ در مواردى كه مؤمن در معرض فشارهاى اجتماعى يا نفسانى قرار مىگيرد، خداوند او را در مىيابد چنان كه يوسف را دريافت. اسباب فساد اجتماعى از هر سو