تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٩ - شالوده تمدن
گفت كه اين شهر را بتها نساختهاند، بلكه از نعمتهاى الهى است. خداست كه آنان را آفريده و در آن جا براى ايشان سكنا داده است. بايد از او آمرزش بخواهند و خطاهاى گذشته را اصلاح كنند و به سوى او باز گردند و در زمانى كه پيش رو دارند، به راه هدايت بروند. خدا به ايشان نزديك است، آمرزش آنان را مىشنود و خواستههايشان را اجابت مىكند. امّا رسالت صالح را منكر شدند، نه به اين سبب كه از او و امانت و اخلاقش شكايت داشتند و نه از آن رو كه ابعاد رسالت را در نيافتند، بلكه تعصّب ورزيدند و طريقه آبا و اجداد را پيش گرفتند. صالح گفت كه بر ادّعاى خود دليلى روشن دارد و خداوند پاك فضل و رحمت خود را شامل حال او كرده است و او هرگز خدا را رها كرده به سخنان ايشان كه جز ضرر و زيان چيزى در پى ندارد گوش نخواهد داد. قوم ثمود معجزه خواستند، فرمود هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ. بگذاريد اين شتر از گياهان زمين خدا بخورد و به او صدمهاى نزنيد كه در اين صورت عذاب فورى شما را در مىگيرد.
رسالت صالح نيز همچون رسالتهاى نوح و عاد بر پايه/ ٨٢ دعوت به توحيد بود و پاسخ جاهلان نيز يكسان بود يعنى تعصّب بر پدران و انديشههاى باطل، امّا فرجام كار هم يك چيز بود چنان كه پس از اين خواهد آمد.
شرح آيات
شالوده تمدّن
[٦١] از ويژگيهاى پيامهاى خدا اين است كه به زبان مخاطبان پيام و به وسيله يكى از همان مردم القا مىشود تا بيشتر تأثير كند و از تعصّب دورتر باشد.
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً- بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم.» گفتهاند ثمود قومى از عرب بوده كه در قراى بين شام و مدينه مىزيسته است.
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ- گفت: اى قوم من! خداى يكتا را بپرستيد. شما را جز او خدايى نيست.»