تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٤ - ياران حجر و پناهگاه سنگى
/ ٤٨١ و توان گفت كه معنى اين است: قوم لوط و اصحاب ايكه داراى پيشوايى مشخّص بودند يعنى پيامبر و كتاب، و چنين نبود كه ما بىهشدار قبلى آنان را عذاب كنيم!
ياران حجر و پناهگاه سنگى
[٨٠] گواه سوم براى قصّه ياران حجر، قوم ثمود است كه برادرشان صالح و به تبع آن همه رسالتها و پيامبران را تكذيب كردند. زيرا ايمان به پيامبران گذشته در صورت تكذيب پيامبر حاضر سودى ندارد.
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ- مردم حجر نيز پيامبران را به دروغ نسبت دادند».
[٨١] خداوند راههاى هدايت را براى ياران حجر نشان داد، امّا آنان عمدا از هدايت رو گردان شدند.
وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ- آيات خويش را بر آنان رسانيديم ولى از آن اعراض مىكردند».
[٨٢] همه اينها به سبب مدنيّت و نيز به جهت رفاهى بود كه در سايه خانههاى سنگى عالى كه در كوهها تراشيده بودند، بدان دست يافته بودند.
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ- خانههاى خود را تا ايمن باشند در كوهها مىكندند».
[٨٣] امّا صيحه بلندى كه ايشان را فرو گرفت، خطاى آنان را فاش كرد
خانهها جاى ارزشها را نمىگيرد، چنان كه نيروى جسمى آدمى را از انتقام حق حفظ نمىكند.
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ- صبحگاهان آنان را صيحه فرا گرفت».
[٨٤] فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ- كردارشان از آنان دفع بلا نكرد».