تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٨ - مرحله پايانى
برانگيخته مىشوند مهلت ده.» اينجاست كه قرآن فلسفه وجود فاصله زمانى را كه ميان «جزاء» و «عمل در دنيا» هست روشن مىسازد.
[٣٧] قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ- گفت: تو از مهلت داده شدگانى.» فرمود: «اى ابليس به تو مهلت دادم. به بشر نيز به نوبت خود تا زمان محدودى مهلت داده شده است».
[٣٨] اين مهلت نزد خدا تا زمان معيّنى است و آدمى آن را نمىداند.
إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ- تا وقتى معلوم.» بلخى گويد: اجل يا زمان وقوع قيامت را مبهم گذاشت و آشكار نكرد زيرا معلوم بودن آن اغرا به گناه است. [٢] [٣٩] ابليس بنى آدم را كه باعث آزمايش و نيز ملعون بودنش گرديد تهديد كرد.
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي- گفت: اى پروردگار من چون مرا نوميد كردى،»/ ٤٦٢ خداوند ابليس را پس از آن گمراه كرد كه با آگاهى كامل و قصد قبلى نافرمانى كرد و «باء سببيّه» اين معنا را روشن مىكند. مفهوم آيه اين است كه خدايا، چون تو مرا آزمودى و من از عهده بر نيامدم، براى آدميان وسايل آزمون فراهم مىكنم تا آنان نيز به فساد بگرايند، اين چنين از آنان انتقام مىگيرم. خدا بود كه مىخواست بندگانش را بيازمايد و اينك ابليس به اين مهم پرداخته است، چنان كه خدا چون بخواهد گروه ستمكار را عذاب كند، گروهى ستمكارتر را براى انتقام بر آنان مسلّط مىكند و آنان را به حال خود مىگذارد. در حديث قدسى آمده: «الظّالم سيفى انتقم به و انتقم منه».
امّا چگونه و به چه وسيله ابليس به اغواى بشر پرداخت؟ اين آيه موضوع را
[٢] - همان منبع، ص ٣٣٨.