تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - مرحله پايانى
كرد و نيز او را از مقام طبيعى كه بدان مأمور بود دور ساخت. آن گاه وى را لعن نمود و وى در سه مرحله سقوط كرد
اول: خداوند فرمود
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها- گفت: از آنجا بيرون رو.» كه به سياق آيه مراد افتادن از مقام فرشتگان است، و برخى به معنى خروج از بهشت يا از آسمان يا از زمين دانستهاند. مقام ملائكه مقام امر است و آنان اوامر خدا را بر طبيعت جارى مىكنند و واسطههاى فرمانهاى الاهىاند. از اين رو اخراج ابليس از آن مقام كه نسبت به ما آسمان است- آسمان در قرآن مصدر امر خداست- نخستين لعنت است.
دوم: پروردگار ابليس را از مقام ساير پديدههاى طبيعى كه به طوع خود تسليم اوامر الاهىاند محروم ساخت و در نتيجه رانده درگاه شد و خدا فرمود
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ- كه تو مطرود هستى.» از آيه بار دوم در مىيابيم كه نافرمانى خروج از طبيعت است نه قاعده.
[٣٥] سوم: هنگامى است كه خداوند بر او لعنت را مقرّر كرد و طبيعت بر ضدّ او شد و خدا فرمود
وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ- و تا روز رستخيز از رحمت خدا به دورى.»/ ٤٦١ لعنت دورى از رحمت الاهى و «يوم الدّين» همان روز جزاست.
مرحله پايانى
[٣٦] مرحله دوم از قصّه «خليفة» تمام شد و مرحله پايانى باقى ماند كه عبرت آموزى است و بيش از همه به زندگى ما مربوط است بدين شرح كه ابليس از خدا تا روز قيامت مهلت خواست و خداوند تا روز معلومى فرصت معيّنى به وى داد كه آن پيش از روز رستاخيز يا خود رستاخيز است.
قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ- گفت: خدايا مرا تا روزى كه