تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - دليل خدا، آسمان
استهزايى كه كردند تازگى نداشت، به هر حال خداوند به رغم ايشان حافظ رسالت خواهد بود.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ- و ما رسولان خود را پيش از تو به ميان اقوام پيشين فرستادهايم».
شايد «شيع» اشاره به فرق باشد، كه جمع شيعه به معنى پيروان است يادآور اين نكته كه رسالت هدفش هر چه باشد در پى آن است كه فرقههاى گوناگون را كه پس از رسالت پيشين پيدا شده است وحدت بخشد.
[١١] مردم با پيامبران به بدترين شيوه رفتار كردند و به استهزاى آنان پرداختند.
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ- پيامبرى به ميان آنها نرفت مگر آن كه مسخرهاش مىكردند».
[١٢] با اين همه پروردگار حجّت خود را بر مردم تمام مىكند و پيام خود را در دلهاى گناهكاران چه آن را بپذيرند و چه نپذيرند، نفوذ مىدهد تا نگويند، فراموش كرديم و حق را نشناختيم.
كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ- راهش را در دل مجرمان اين چنين مىگشاييم».
[١٣] اين آيه بدان معنا نيست كه خدا گناهكاران را به قبول پيام مجبور مىكند، بلكه آنان مانند ساير انسانها مختارند و بر گناهكارى خود ادامه مىدهند.
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ/ ٤٤٦ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ- به آن ايمان نمىآورند و سنّت پيشينيان چنين بوده است».
سنّت الاهى است كه هر كه گناهكار باشد عادتا به ايمان توفيق نمىيابد.
دليل خدا، آسمان
[١٤] كافران كه ايمان نمىآورند دليل آن نيست كه حجّتهاى الاهى ناقص است. از سوى ديگر عدم ايمان مجرمين معيار قبول انديشه رسالت نيست، به