تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - دليل خدا، آسمان
دليل آن كه اگر خداوند راهى در آسمان بگشايد تا بدان جا صعود كنند ايمان نمىآورند، زيرا پردههاى شهوت خردهاى آنان را فرا گرفته است.
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ- اگر بر ايشان از آسمان درى بگشاييم كه از آن بالا روند».
يعنى پيوسته در حال صعود باشند حتى لحظهاى هم نپندارند كه خواب مىبينند، [١٥] لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا- گويند كه چشمان ما را جادو كردهاند».
در اين صورت مىگويند چشمانمان بسته شده است. گويى چشمهايشان به سبب وجود نشئه يا حجابى در آسمان و صعود به سوى آن را مىبينند، آن گاه در مىيابند كه تن آنان نيز وضع صعود را حس مىكنند، در اين حال مىگويند
بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ- بلكه ما مردمى جادوزده هستيم».
[١٦] صعود به آسمان بزرگترين آيت پروردگار نيست، بزرگتر از آن همين آسمان است كه خداوند در آن منزلها و ستارگانى نهاده و شكوه و زيبايى بدان بخشيده كه خردها و چشمها را مبهوت مىكند.
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ- و هر آينه در آسمان برجهايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم».
آفريننده آسمان همان آفريننده زمين و انسان و غرايز اوست. هموست كه حسّ زيبا دوستى را پديد آورده و آدمى زيبايى ستارگان آسمان را حس مىكند.
/ ٤٤٧ [١٧] افزون بر آن كه آسمان زيباست، خداوند از هر جنّ راندهاى حفظش كرده است. جنها به بشر چنين تلقين مىكنند كه آنان (جنها) به امورى كه در آسمانها جارى است واقفند و غيب مىدانند.
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ- و آنها را از هر شيطان رانده شدهاى حفظ كرديم».
بروج را از جنهاى رانده حفظ كرديم: رانده شده از لطف الاهى و