تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٨ - توالى نعمتها
باشى و از او بخواهى نعمتهاى خود را به تو مىبخشد.
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ- و هر چه را از او خواستهايد به شما ارزانى كرده است.» در تنگناها و تيرگيها به گشايش و فراخى مىرسى أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ/ ٤١٢ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ؟- و هنگامى كه كشتى آرزوهايت شكست، به ساحل رحمت الاهى مىرسى كه مىگويد وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ در اينجاست كه آرزوها را برآورده مىبينى و خطاب به پروردگار مىگويى: «خدايا، خواستهها و آرزوها تنها به دست تو بر آورده مىشود و همّتها و ارادهها همه از توست و خردها به هر چيزى راه پيدا مىكنند جز تو. اميد من تويى، پناه من هم تويى». [٢] نعمتهاى خدا را نمىتوان شمار كرد، آرى، اگر درختان قلم باشد و درياها مركّب، آب درياها تمام مىشود و «كلمات» (ارادههاى) خدا پايان نمىگيرد.
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها- و اگر نعمتهاى خدا را شماره كنيد به شماره در نمىآيد.» از ميلياردها سلّول تن آدمى هر سلّولى نعمت بزرگى است كه قلم از نوشتن عظمت آن ناتوان است، پس كدام يك از نعمتها را مىشمارى؟ امّا مىبينى كه آدمى چگونه با كفر نعمت به خويشتن ستم مىكند.
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ- كه آدمى ستمكار و كافر نعمت است.» بيشتر مردم با كفر نعمت به خود و ديگران ستم مىكنند: نعمت زبان را وسيله رسوا كردن و بهتان زدن، نعمت دست را وسيله تاختن و تجاوز، نعمت مال را وسيله بخل و رفاه طلبى و برترى جويى، و نعمت توانش را وسيله استكبار و سلطهجويى و ديكتاتورى قرار مىدهند و بدين سان به نعم الاهى كافر مىشوند و از آنها در تحقّق اهداف ارزشمند بهره نمىبرند در حالى كه اگر بهره ببرند عملا شاكر
[٢] - از دعاهاى شب جمعه مفاتيح الجنان قسمت اعمال شب جمعه.