تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٧ - دگرگونى معيارهاى فطرى
دگرگونى معيارهاى فطرى
بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ- در نظر كافران مكرشان آراسته آمد».
«مكر» در اين جا كار بد كردن و نيز به معنى فساد است. خداوند فرمود
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها (انعام، ١٢٣) يعنى فساد كنند.
امّا آراينده مكر براى كافران كيست؟ شيطان است، چنان كه گفت وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام، ٤٣) در آيه ديگر خداوند آراستن عمل را به خود نسبت مىدهد إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ- (نمل، ٤)/ ٣٥٠ و منافاتى وجود ندارد، زيرا چون پروردگار بر كسى خشم مىگيرد او را به دست شيطان يا ياران بد مىسپارد و از اين رو «آراستن خدا» مفهومش اين مىشود كه آرايندگانى را مأمور اين كار مىكند، چنان كه گفت وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ (فصّلت، ٢٥).
نتيجه آن كه آدمى بايد متوجّه باشد كه مبادا كار بد او را در نظرش بيارايند و او آن را نيك بداند، و چون از آرايندگان از قبيل طاغوتها پيروى كرد، معيارهاى فطرى او دگرگون مىشود و به معيارهاى وارونه بدل مىگردد و سرانجام بد نزد او خوب و خوب بد مىشود.
وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ- و از راه خدا بازداشتند».
خود آنان از راه حق باز نماندند، چنان كه آنان نبودند كه فساد را در نظر خود آراستند بلكه شيطان بود.
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ- كسى كه خدا گمراهش كند ديگر هدايتگرى نخواهد داشت».
گمراهان گرفتار سه چيز بودند
١- كار بد در نظرشان آراسته شد؛ ٢- از راه خدا باز ماندند؛ ٣- خدا گمراهشان كرد.