تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٦ - مهلت به كافران
دستت نيست و نمىتوانى خود را از زمام تقدير برهانى. اگر خدا لحظهاى نفس تو را رها كند از ميان مىرود و چيزى از آن باقى نمىماند و چنين نيست كه اگر كسى گناه مىكند بر خدا غلبه دارد. اگر تو را در طاعت و معصيت اختيار دادهاند، مسيّر (رهبرى شده از سوى خدا)، هستى نه مخيّر و دليل مهمّ اين سخن روح و قلب و ساير اندامهاى توست كه به تنهايى عمل مىكنند و در ايستانيدن يا عمل آن مداخلهاى ندارى.
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ- براى خدا شريكانى قايل شدند».
يعنى آيا پس از آن كه خداوند آيات خلقت خود را يعنى تسلّط بر نفسها را ارائه كرد به او شريك قرار مىدهند؟ با ارائه عظمت و دقايق آفرينش چگونه به خدا شرك مىورزند؟! قُلْ سَمُّوهُمْ- اى كافران، آن شريكان را نام ببريد».
شايد «اسم» در اين جا مطلق نام نباشد بلكه/ ٣٤٩ مراد اين باشد كه صفات آنها را بگوييد، و پيداست كه هر نامى يكى از نامهاى خدا را منعكس مىكند.
«آسمان» بلندى و عظمت را تجلّى مىكند و «خورشيد» حكمت و قدرت را، شايد مراد از آيه اين باشد كه اى مشركان، از تجلّيات خدا در آفريدهها خبر دهيد.
أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ- شايد مىخواهيد او را از چيزى در روى زمين آگاه كنيد كه نمىداند».
آيا به خدا خبر مىدهيد چيزهايى را كه از آنها بى خبر است؟ مراد از لا يَعْلَمُ- اين نيست كه خدا ناآگاه است، بلكه منظور اين است كه خدا شريكى براى خود نمىشناسد، و ابدا شريكى ندارد.
أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ- يا آن كه الفاظ صورى است كه مىگوييد و واقعيّت ندارد».
نظير لقب «جلالة الملك» كه بر سر زبانهاست و معنايش اين نيست كه «ملك» بزرگوار گرديده، بلكه خشنودى او به همين لقب خوارى او را منعكس مىكند.