تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - در حضور يوسف
يوسف و برادرش را بجوييد».
از احساس خود بهره بگيريد نه از انديشهها و نظرياتتان كه ممكن است نوميدى به آنها راه يابد و حقايق در نظرتان افسانه بنمايد، و به سخنان مردم كه گاهى نادرست است نيز اعتماد نكنيد. اين مطلب دستور صريح يعقوب بود كه به آگاهى، بخصوص آگاهيى كه از تجربه حسّى به دست آمده بود، تكيه داشت.
وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ- و از رحمت خدا مأيوس نشويد».
آفت پژوهيدن حقيقت همانا يأس و نيز اعتقاد به كوتاهى خرد آدمى از رسيدن به معرفت و رحمت خداست، و الهام ناگهانى است كه بر دل پژوهنده وارد شده، به حقيقت هدايتش مىكند.
علم نورى است كه خداى تعالى در دل كسى كه بخواهد مىاندازد و در اين جا رحمت الاهى است امّا آن را وقتى در دل آدمى مىاندازد كه صالح باشد و كسى كه با احساس خود جوياى حقيقت نباشد چنين نورى در دل او نمىافتد.
إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ- كسانى كه به خدا كفر مىورزند و نعم او را مىپوشانند آنانند كه از رحمت الاهى نوميد مىشوند».
/ ٢٥٥
در حضور يوسف
[٨٨] برادران بار و بنه خود را بستند و روانه مصر شدند تا مشكل پدر را مطرح كنند. فقر و سختى آنان توان فرسا شده بود. با وضع اسف انگيزى نزد يوسف آمدند. سرمايه آنها بسيار ناچيز و كمتر از آن بود كه سهميّه گندم را بسنده باشد. از يوسف خواهش كردند كه اندك را بسيار بشمرد و سهميّه را چندان بدهد كه رفع نياز كند و همچنين از باب نيكى و احسان برادرشان را آزاد كند.
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ- چون بر يوسف داخل شدند گفتند: اى عزيز ما و كسانمان به گرسنگى افتادهايم و با سرمايهاى اندك آمدهايم».
(مزجاة از «زجا» به معنى به تدريج دادن، مايه اندك و ناقص را به همين