تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٣ - اينك حقيقت آشكار شد
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ- و اجر آخرت براى مؤمنان و پرهيزگاران بهتر است.» بدين سان از اين آيات در مىيابيم كه اسباب توفيق در امور غيبى تقوا و ايمان و احسان است، جز اين كه احسان اثرش در امور دنيا بيشتر و سريعتر است.
در حديثى منقول از امام رضا (ع) آمده است
«يوسف مدّت هفت سال به گرد آورى گندم پرداخت و در انبارها ذخيره كرد چون آن سالها گذشت و زمان قحط رسيد به فروش گندم آغاز كرد و در سال نخست به درهم و دينار فروخت چنان كه در مصر و اطراف آن هر چه درهم و دينار بود به تصرّف او در آمد. در سال دوم به زيورها و جواهر فروخت چنان كه همه زيورها و جواهر به دست او آمد. در سال سوم به چارپايان فروخت و همه چارپايان را متصرّف شد. در سال چهارم به بردگان و كنيزكان فروخت و همه بردگان و كنيزكان به او متعلّق گرديد. در سال پنجم به خانهها و املاك فروخت و همه خانهها و املاك از آن او شد. سال ششم به مزارع و چشمهها فروخت و همه را به تصرّف آورد و در سال هفتم به غلامان و خادمان فروخت و همه آنان مملوك او شدند. مردم چون چنين ديدند، گفتند ما نديده و نشنيدهايم كه خداوند به پادشاهى اين اندازه حكومت و كاردانى و تدبير داده باشد».
آن گاه يوسف به ملك مصر گفت: «اين كه خداوند حكومت سرزمين مصر و مردم آن را به من بخشيده است چگونه مىبينى؟/ ٢٢٢ مرا از مشورت خود بهرهمند كن.
من به اصلاح دست زدهام نه تباهكارى، مردم را از بلا نرهانيدهام تا خود بلايى براى آنها باشم. خداوند آنان را به دست من نجات داده است». پادشاه گفت: «فرمان از آن توست».
يوسف گفت: «خدا را و تو را به شهادت مىگيرم كه همه مردم مصر را آزاد كردم و مالها و بندگانشان را باز گردانيدم و نگين و تخت و تاجت را به تو بازگردانيدم تا تو به آيين من رفتار كنى و زير فرمان من باشى».
ملك گفت: «براى من بسى افتخار است كه به آيين تو بروم و زير فرمان