تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - رهنمودهايى از آيات
٥٤ [استخلصه]: «استخلاص» يعنى جستن خلوص چيزى از آميزه اشتراك، كه گويى مىخواهد خاصه او باشد.
[مكين]: از «مكانة» به معنى تمكّن و منزلت داشتن.
٥٦ [يتبوّأ]: «تبوّأ» گرفتن جايگاهى كه بدان باز گردند، از «باء يبوء» يعنى بازگشت.
/ ٢١٥
ملك مصر چه كرد؟
رهنمودهايى از آيات
رسول كه تعبير خواب را با خود داشت به سوى پادشاه آمد. چون پادشاه تعبير را شنيد يوسف را فرا خواند. رسول به زندان رفت تا او را نزد ملك بياورد امّا يوسف نپذيرفت و گفت كه «نمىخواهد مشمول عفو گردد، بلكه بايد برائت او اثبات شود و تهمت زنندگان خوار و حقير گردند». رسول اين پاسخ را به سمع ملك رسانيد و او به سابقه موضوع بازگشت و از زنان شهر كه در مهمانى انگشتانشان را بريده بودند پرسيد: «آيا يوسف گناهكار بود؟» سخن پيشين خود را تكرار كردند كه «حاش للَّه! ما در او گناهى نمىبينيم» و در اين جا بود كه زن عزيز معترف شد كه او قصد زنا داشته است.
بدين سان يوسف پيام خود را درباره برائت خود به پادشاه ابلاغ كرد و گفت كه «در غياب او به وى (به زنش) خيانت نكرده و خدا كيد خاينان را پيروز نمىكند» امّا به كلّى خود را از خطا و گناه مبرّا ندانست چرا كه نفس آدمى او را پيوسته فرمان گناه و بدى مىدهد و خداى مهربان و بخشنده است كه بندگان با ايمان خود را حفظ مىكند.
و آن گاه كه برائت كامل يوسف ثابت شد، پادشاه خواست او را از خاصّان