تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٥ - برنامه زندان
/ ٢٠٠ در اين جا اين پرسش به نظر مىرسد كه اين «رؤيت» در خواب بوده يا آن كه از تخيّلات زمان بيدارى است و اين دليل ديگرى بر الهام حقيقت است كه آدمى گه گاه آن را در مىيابد و عادتا به فال نيك گرفتن يا فال بد زدن يا حس ششم و مانند آن خوانده مىشود.
در حديثى آمده است كه خمّار در سخن خود صادق بود و همو بود كه نجات يافت، حال آن كه رؤياى دارنده نان دروغ بود. خواب آنها درست يا نادرست بوده باشد، آنچه ديده بودند صورتى از حقيقت بود كه در آينده واقع مىشد: يكى آن را در خواب ديد و دومى در بيدارى به تخيّل پرداخت. قرآن از چگونگى رؤيا به «إنّى أرانى» بسنده مىكند كه به حالت خواب و نيز بيدارى منطبق است.
وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ- ديگرى گفت: خود را ديدم كه نان بر سر نهاده مىبرم و پرندگان از آن مىخورند، ما را از تعبير آن آگاه كن كه از نيكوكارانت مىبينيم.» يوسف از فرصتى كه در زندان پيش آمده بود، چه در گفتار و چه در كردار، بهره مىجست: به تبليغ رسالت مىپرداخت امّا به آن بسنده نمىكرد، بلكه رسالت را عملا در رفتار خود تحقّق مىبخشيد چنان كه همه داعيان راستين كنند، زمانى مىگريست و تضرّع مىكرد و با نمازهاى خشوع آميز و نيز در اوقات فراغت به خدا مىپيوست. اگر كسى جايش تنگ بود به وى گشايش مىداد و اگر بيمار بود پرستاريش مىكرد. از اين رو بنديان مجذوب او شدند و دريافتند كه نسبت به آنها برترى و فضيلت دارد و گفتند «إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ».
[٣٧] يوسف به آن دو زندانى گفت: پيش از آن كه غذاى شما را از خانه يا از اداره زندان بياورند، تعبير خوابهايتان را خواهم گفت
قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما- گفت: طعام روزانه شما را هنوز نياورده باشند كه پيش از آن شما را از تعبير آن خوابها خبر مىدهم.»