تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٦ - سوره يوسف(١٢) آيات ٣٠ تا ٣٤
عَظِيمٌ- چون ديد جامهاش از پس دريده است گفت: اين از مكر شما زنان است كه مكر شما زنان مكرى بزرگ است.» به زليخا گفت: «اين حيله توست و حيله شما زنها بزرگ است»، يعنى اين واقعه از زن سرزده كه زنان سخت حيله گرند.
«كيد» خواستن امرى است كه دوست نداشته باشند چنان كه زليخا از يوسف امرى خواست كه وى دوست نداشت و در آيه اشاره است به اين كه شروع زنا از زن است و زن براى مرد سبب فتنه است و زن نبايد بر مردم فتنهگرى كند.
[٢٩] آن گاه عزيز رو به سوى يوسف كرد و گفت تا خاموش باشد و قضيه را ناديده انگارد و باعث رسوايى زن نشود، امّا درباره زنش به اين بسنده كرد كه او را به آمرزش خواهى از خطاى خود فرا خواند.
«يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ- اى يوسف! زبان خويش نگه دار، و اى زن از گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطا كارانى.» از آيه چنين پيداست كه زنا در بين مردم آن سرزمين شايع بوده و تا آن درجه زشت شمرده نمىشد كه به غيرتشان بربخورد و گرنه چگونه ممكن بود كه شوهر به رأى العين ببيند كه زنش با غلام خود مراودهاى دارد و خاموش باشد، و مىبينيم كه عزيز به غلام خود امر مىكند كه از قضيّه در گذرد و خواستار كيفر مرتكب نباشد.
/ ١٨٩
[سوره يوسف (١٢): آيات ٣٠ تا ٣٤]
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٣٠) فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ (٣١) قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ (٣٢) قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ (٣٣) فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٣٤)