تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - رويداد ناگهانى
را از فرار باز دارد و پيراهن از پشت پاره شد. ناگهان عزيز مصر از در وارد شد، او كسى بود كه اطاعت از وى براى زليخا واجب بود. زليخا پيش دستى كرد و بر يوسف تهمت زد و گفت كه «متجاوز اوست»
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ- هر دو به جانب در دويدند و زن جامه او را از پس بدريد و سرور آن زن را نزديك در ديدند.
زن گفت: پاداش كسى كه با زن تو قصد بدى داشته باشد چيست جز اين كه به زندان افتد يا به عذابى دردآور گرفتار آيد.» و آيا كيفر كسى كه شرافت خانواده تو را لكه دار كرده، جز زندان يا تعذيب است؟
[٢٦] يوسف اين تهمت را به سختى رد كرد.
قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي- يوسف گفت: او تن من مىخواست و مرا به خود خواند.» و گفت: «او بود كه خواستار زنا بود و من نپذيرفتم». در اين جا يكى از افراد خانواده زن گواهى داد و گفت: «اگر پيراهن از پشت پاره شده باشد زن مسئول است، زيرا او بوده كه پيراهن را از پشت گرفته و كشيده است و گرنه يوسف مسئول است».
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ- و يكى از كسان زن گواهى داد كه اگر جامهاش از پيش دريده است زن راست مىگويد و او دروغگوست.»/ ١٨٨ [٢٧] وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ- و اگر جامهاش از پس دريده است زن دروغ مىگويد و او راستگوست.» و اگر پيراهن از پشت پاره شده باشد زن دروغ و مرد راست گفته است.
[٢٨] عزيز نگريست و ديد كه پشت پيراهن دريده شده است.
فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَ