منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٩٥ - الفصل الثاني
چشمههاى علم و حكمت.
بعض ديگر از اين خطبه اشاره است بفضايل خود و ملامت اصحاب مىفرمايد طبيبى است حاذق كه بسيار گردنده است با طب خود در حالتى كه محكم نموده مرهمهاى خود را، و گرم نموده آلتهاى داغ خود را مىگذارد آن طبيب طبّ خود را بمحلي كه حاجت بوده باشد بآن از قلبهاى كور و گوشهاى كر و زبانهاى كنك، تتبع كننده است آن طبيب بدواى خود محلّهاى غفلت و موطنهاى حيرت را كسب روشنى نكردهاند ايشان بروشنيهاى حكمت و عرفان، و آتش نيفروختهاند بآتش زنههاى علمهاى درخشان، پس ايشان در اين ظلمت و غفلت مانند چهارپايان چرا كننده هستند، و مثل سنگهاى سخت مىباشند.
بتحقيق كه منكشف ظاهر شد سرها بجهة أهل بصيرتها، و واضح و روشن گرديد جادّه حق از براى خبط كننده گمراه، و كشف نقاب نمود قيامت از روى خود، و ظاهر گشت علامت قيامت از براى دريابنده آن بفراست.
چيست مرا كه مىبينم شما را قالبهاى بىروح، و روحهاى بىغالب، و عبادت كنندگان بيصلاحيت، و تجارت كنندگان بىمنفعت، و بيداران خواب رفته، و حاضران غايب شونده، و بينايان كور، و شنوندگان كر، و گويندگان لال، يعني شما بحسب مشاعر ظاهره بيدار و حاضر و بصير و سميع و ناطق مىباشيد، و بملاحظه مشاعر باطنه در خواب و غايب و كور و كر و لال هستيد.
الفصل الثاني
راية ضلالة قد قامت على قطّبها، و تفرّقت بشعبها، تكيلكم بصاعها، و تخبطكم بباعها، قائدها خارج من الملّة، قائم على الضّلّة، فلا يبقى يومئذ منكم إلّا ثفالة كثفالة القدر، أو نفاضة كنفاضة