منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٥٣ - الترجمة
الترجمة
فصل دويم از اين خطبه متضمن نهى از ركون بجهالت و أمر باقتباس أنوار علم و هدايت است چنانچه فرموده:
آگاه باشيد بدرستى كه بيناترين چشمها آن چشمى است كه نفوذ كند در أمر خير نظر با بصيرت او، آگاه باشيد بدرستي كه شنواترين گوشها آن گوشى است كه حفظ كند نصيحت را و قبول نمايد آنرا.
اى گروه مردمان طلب افروختن چراغ نمائيد از شعله چراغ پند دهنده و پند گيرنده، و بكشيد دلو آب معرفت را از چشمه صافي زلال كه صافى شده باشد از كدورت و تيرهگى شبهات باطله.
اى بندگان خدا ميل ننمائيد بسوى جهالت خود، و اطاعت نكنيد مر خواهشهاى نفسانيه خود را، پس بتحقيق كه نازل شونده باين منزل نازل شده است بكنار رودخانه سيل برده افتاده در حالتى كه نقل ميكند هلاكت را بر پشت خود از محلّى بمحلّي بجهت رأى فاسدى كه پديد مىآرد آنرا بعد از رأى فاسد ديگر، إراده ميكند كه بچسباند چيزى را كه قابل چسبيدن نيست، و نزديك گرداند چيزى را كه قابل نزديك شدن نيست.
پس مىترسانم شما را از خدا از اين كه شكايت كنيد بكسى كه زايل نتواند نمايد اندوه شكايت شما را، و بكسى كه نتواند بشكند باراى صائب خود آن چيزى را كه محكم شده براى شما، يعني نتواند حل مشكلات شما را نمايد.
بدرستى كه نيست بر امام مگر آنچه كه بار كرده شده است بر او از أمر پروردگار خود و آن عبارتست از إكمال موعظه و جهد نمودن در نصيحت، و زنده كردن سنّت نبويّه، و إقامه حدود بر مستحقان آن، و باز گردانيدن سهمها و نصيبها بر أهل آن پس مبادرت كنيد بعلم و معرفت پيش از خشك شدن گياه آن و پيش از اين كه مشغول شده باشيد بخلاصي نفس خود از فتنها از بيرون آوردن علم از نزد أهل آن و نهى كنيد از كار زشت و قبيح، و باز ايستيد از آن پس جز اين نيست كه مأمور