منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٤٤ - الترجمة
أقول و ذلك لأنهم أرادوا أن يطفئوا نور اللّه بأفواههم فأبى اللّه إلّا أن يتمّ نوره و لو كره الكافرون، و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
الترجمة
از جمله خطب بليغه آن حضرتست كه صدر آن متضمن بيان محامد حضرت رسالتمآب ٦، و ذيل آن اشاره است بأحوال بني اميه لعنهم اللّه و مآل كار ايشان چنانچه فرموده:
تا آنكه مبعوث فرموده خداوند متعال محمّد مصطفى را در حالتي كه شاهد بود بر امّتان، و بشارت دهنده بود بمطيعان، و ترساننده بود عاصيان را، كه بهترين خلايق بود در حال كودكى، و كريمترين مردمان بود در حال پيرى، پاكيزهترين پاك شدگان بود از حيثيت طبيعت، و بخشندهترين اشخاصى بود كه از ايشان اميد باران احسان گرفته شود از حيثيت بارش.
پس شيرين نشد از براى شما دنيا در لذّتهاى خود، و متمكن نشديد از مكيدن پستانهاى آن مگر بعد از اين كه يافتيد آنرا و رسيديد بآن در حالتى كه در جولان بود مهار آن، و مضطرب بود تنگ پالان آن.
بتحقيق كه گرديده بود حرام آن در نزد طايفه بمنزله درخت سدر پر بار خالى از خار، و حلال آن دور بلكه غير موجود در نزد أهل روزگار، و يافتيد آنرا قسم بخدا در حالتى كه سايه بود كشديده شده تا وقت شمرده شده، پس صفحه زمين از براى شما خاليست از معارض و مانع، و دستهاى شما در آن گشاده شده است و دستهاى پيشوايان از شما باز داشته شده، و شمشيرهاى شما برايشان مسلّط است و شمشيرهاى ايشان از شما باز گرفته شده.
آگاه باشيد بدرستى كه هر خونى را خونخواهى است، و هر حقى را طالبى هست، و بدرستى كه طالب قصاص در خونهاى ما همچه حكم كننده ايست در حق نفس خود و آن عبارتست از حق سبحانه كه عاجز نمىكند او را كسى كه او سبحانه طلب