منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٦٩ - الترجمة
و نجات و خلاصى از براى كسى كه تصديق كرد، و وثوق و اعتماد از براى كسى كه توكّل نمود، و راحت و آسايش مر كسى را كه تفويض كرد كار خود را بخدا سپر مر كسى را كه صبر نمود برنج و عنا پس آن اسلام روشنتر است راههاى آن، آشكارتر است سرّهاى آن، بلند است مناره آن، تابانست راههاى آن، درخشان است چراغهاى آن، گراميست ميدان آن، بلند است نهاية آن جمع كننده است حلبه آن يعنى اسباني كه فراهم آورده مىشود از أطراف و نواحى متعدّده بجهة اسب دواني و مسابقت.
رغبت كرده شده است سبقت آن يعني چيزى كه مقرر شده بجهت سبقت كننده از اسب دوانها، بزرگوار است سوارهاى آن.
تصديق بخدا و رسول راه راست اسلام است، و عملهاى صالح مناره او است و مرگ غايت او است، و دار دنيا ميدان اسب دوان او است، و روز قيامت صاحب حلبه او، و بهشت عنبر سرشت سبقة او.
بعضى ديگر از اين در ذكر حضرت رسالتمآب صلواة اللّه و سلامه عليه و آله است كه فرمود:
تا اين كه بر افروخت پيغمبر خدا شعله أنوار دين مبين از براى آتش گيرنده اقتباس نور كننده، و روشن گردانيد علامت و نشانه را از براى حبس كننده، يعني كسى كه ايستاده باشد در وادي حيرت و ضلالت، و مركب خودش را نگه بدارد بجهة يافتن راه هدايت.
پس حضرت رسالت أمين مؤتمن تست در تبليغ احكام، و شاهدتست بر امّتان و مبعوث و برانگيخته تست از روى نعمت بر جميع عالميان، و رسول تست از روى رحمت بآدميان.
بار خدايا قسمت بده از براى او حظ وافر را از عدل كامل خودت، و جزا بده باو زيادتيهاى خير را از فضل شامل خود.
بار خدايا و بلند گردان بر بناى بنا كنندگان بناى او را، و گرامى دار نزد خودت اجر و جزاى او را، و بده او را وسيله را، و عطا كن او را بلندى و فضيلت را