منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٨٠ - و من خطبة له
الترجمة
بعض ديگر از اين خطبه در ذكر حضرت رسالتمآب و وصف زهد آن جناب است كه فرموده:
بتحقيق كه حقير شمرد و كوچك گردانيد آن بزرگوار دنياى غدّار را در نظر خود، و اعتنا نفرمود بآن و خوار نمود آن را در نزد خود، و دانست بعلم يقين كه خداوند سبحانه دور نمود و پيچيده كرد دنيا را از او از جهة برگزيدن او سبحانه دورى آن را در حق او، و بسط كرد آن را در حق غير او از براى خوار داشتن آن پس اعراض نمود رسول مختار از دنيا بقلب خود، و ميرانيد ياد دنيا را از نفس خود و دوست داشت آنكه غايب شود زينت دنيا از چشم او تا اين كه أخذ ننمايد از زينت آن لباس فاخر يا اين كه اميد بدارد در آن اقامة و آسايش را تبليغ نمود از جانب پروردگار شريعت و أحكام را در حالتي كه زايل كننده بود عذر را از خلقان و نصيحت فرمود بامت خود در حالتى كه ترساننده بود ايشان را، و دعوت كرد بسوى بهشت در حالتى كه بشارت دهنده بود بمزدمان.
ما درخت نبوّت هستيم و موضع نزول رسالت مىباشيم، و محلّ تردّد فرشتگان و معدنهاى علم و عرفان و سرچشمههاى أحكام، نصرت كننده و دوست دارنده ما منتظر ميباشد رحمت پروردگار را، و خصم و دشمن دارنده ما منتظر ميباشد قهر و سطوت كردگار را.
و من خطبة له ٧ و هى المأة و التاسعة من المختار في باب الخطب
و هى ملتقطة من خطبة طويلة معروفة بالديباج رواها حسن بن على ابن شعبة فى تحف العقول حسبما تطلع عليه بعد شرح ما فى المتن و هو قوله: