شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٧ - امتحان كردن خواجه لقمان زيركى لقمان را
كار از خود پنهان كردن: براى پرستش جز خدا را ناظرى نديدن، كنايت از اخلاص است در عمل.
سَليم: بىگزند.
دامِ مزد: كنايت از اميد به پاداش در آخرت. و اين تسليم در مرحلههاى نخستين است، تا آن كه به مقامى رسد كه هيچ چيز جز خدا نبيند و نخواهد.
بىز خود چيزى دزديدن: خودى را ناديده گرفتن. اندك اندك خودى خود را نابود كردن.
افيون: آن چه جسم را بىحس سازد.
مُعتنِى: اعتنا كننده، پردازنده به كار.
اين بيتها بيان مرتبت اخلاص است، و اخلاص دور داشتن كار نيك است از چشم ديگران. و نماياندن آن رياست، و نيز فريفته نشدن به كردار نيك و بزرگ شمردن آن اعجاب است، پس اخلاص ترك ريا و اعجاب است. جنيد گفت: «اخلاص سرى است ميان خدا و بنده نه فرشتهاى آن را مىداند تا ثبت كند نه شيطانى تا آن را تباه سازد.» و ذو النّون گفت: «اخلاص آن است كه كار را از ديده دشمن (شيطان) پنهان دارى تا تباهش نسازد.» (رساله قشيريه، ص ١٠٥) و بايد در عمل چنان رود كه خود را نبيند بلكه از خود بىخبر ماند، و چنان مست حضور حق شود كه رنج تن را احساس نكند. (نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٧٢١/ ١)
|
چون به جد مشغول باشد آدمى |
او ز ديدِ رنج خود باشد عَمِى |
|
|
از زنان مصر يوسف شد سَمَر |
كه ز مشغولى بشد ز ايشان خبر |
|
|
پاره پاره كرده ساعدهاى خويش |
روح واله كه نه پس بيند نه پيش |
|
١٦٠٦- ١٦٠٤/ ٣ چون آدمى نمىتواند هم در يك حال هم به روح بپردازد و هم به جسم، هم به خدا مشغول باشد هم به دنيا بهتر آن كه بدان چه او را فايدت بيشتر مىدهد پردازد و اين معنى را با آوردن مثال افتادن بار بازرگان در آب روشن مىكند.