شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥ - مقدمه مولانا
درگاه اين اوليا مقصد سالكان راه حق است و همگان شيفته رسيدن بدان درگاهاند.
|
گفتم ار خوبم پذيرم اين از او |
ور نه خود خنديد بر من زشت رو |
|
|
چاره آن باشد كه خود را بنگرم |
ور نه خندد مرا من كى خرم |
|
|
او جميل است و مُحِبّ لِلجَمال |
كى جوان نو گزيند پير زال |
|
|
خوب خوبى را كند جذب اين بدان |
طَيّبات و طيّبين بر وى بخوان |
|
ب ٧٩- ٧٦ خود را نگريستن: در خود انديشيدن، مراقب خود بودن، و خود را از عيبها پاك گرداندن.
خندد مرا: بر من خندد.
|
مىفتد او سو به سو بر هر رهى |
در گل و مىخنددش هر ابلهى |
|
٣٤٢٨/ ١ من كى خرم: شارحان عموماً آن را «من خريدار نباشم» معنى كردهاند و در اين صورت اين جمله گفته محبوب است، ولى ظاهراً معنى ديگرى دارد. «من نادان نيستم. من مىدانم كه اگر مراقب حال خود نباشم و خود را زيبا نكنم بر من مىخندد، من نادان نيستم كه اين را ندانم.» جميل: زيبا.
مُحبّ: دوستدار.
جمال: زيبايى، و در آن اشارتى است به حديث «إنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الجَمالَ.» (احاديث مثنوى، ص ٤٢) طَيّبات و طيّبين ...: و در نسخهاى:
|
خوب خوبى را كند جذب اين يقين |
طيّبات از بهر كه؟ الطّيّبين |
|
تركيب مأخوذ است از آيه «الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ.» (نور، ٢٦) نخستين منزل سالك افكندن خودى و تعلقات است. مولانا گويد اگر من بدان درجه رسيدهام كه لايق پذيرفتن او باشم بايد بپذيرم كه خاك درگاه او را ملازم شوم و با تقرب خود را به جمال او بيارايم و اگر اين درجت را نيافتهام و هنوز نشانهاى از تعلق در من است، پس زشتم و او بر من زشت رو خواهد خنديد كه من