شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٦٩ - آفت تأخير خيرات به فردا
رود و چون همه توان خود را در اين راه صرف كرد و از خودى چيزى با او نماند به حق پيش مىرود.
|
بىادب حاضر ز غايب خوشتر است |
حلقه گر چه كژ بود نه بر در است؟! |
|
|
اى تن آلوده به گرد حوض گرد |
پاك كى گردد برونِ حوض مرد |
|
|
پاك كو از حوض مهجور اوفتاد |
او ز پاكى خويش هم دور اوفتاد |
|
|
پاكى اين حوض بىپايان بود |
پاكى اجسام كم ميزان بود |
|
|
ز آن كه دل حوض است ليكن در كمين |
سوى دريا راه پنهان دارد اين |
|
|
پاكى محدود تو خواهد مدد |
ور نه اندر خرج كم گردد عدد |
|
ب ١٣٥٧- ١٣٥٢ بىادب: كنايت است از كسى كه رسم حضور در محضر ولى كامل را نمىداند.
حاضر: كنايت از آن كه دل او به ياد پروردگار است. و در اينجا كنايت از آن كه در پى ارشاد است.
غايب: كنايت از آن كه به ياد خدا نيست. كنايت از آن كه پرواى راهنمايى ندارد.
بر در بودن حلقه: كنايت از ملازمت، حاضر بودن.
تن آلوده: آن كه هنوز در بند تَعيّنات است. هنوز از قيد تن نرسته است. هنوز آلوده هوا و خود پرستى است.
گرد حوض گرديدن: كنايت از خدمت اوليا كردن. از مرشد نبريدن و بدو پيوستن.
مهجور: دور.
پاكى اين حوض: كنايت است از آن كه روح را محدوديت نيست و اوليا كه جسم را رها كرده و سراسر روح شدهاند بىنهايتاند، حالى كه ديگران جسماند و جسم چنان كه مىدانيم محدود است.
كم ميزان: كم مقاومت. كه به اندك چيزى آلوده شود چون آبِ كمتر از كر كه به ملاقات سر سوزنى از نجاست نجس مىگردد.
دل: كنايت از راهنماى كامل است كه مصداق آن در نظر مولانا، شمس يا صلاح الدين يا حسام الدين چلبى است.
|
خُم كه از دريا در او راهى شود |
پيش او جيحونها زانو زند |
|
٢٣/ ٦