شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٤ - پرسيدن موسى از حق سر غلبه ظالمان را
از حجامت: نظير:
|
بچّه مىلرزد از آن نيش حجام |
مادر مشفق در آن دم شاد كام |
|
|
نيمِ جان بستاند و صد جان دهد |
آن چه در وهمت نيايد آن دهد |
|
٢٤٥- ٢٤٤/ ١ حَجّام: (صيغه مبالغه از حجم) حجامت كن، كه شاخ بر پشت مردمان نهد تا خون فراهم آيد سپس بر آن موضع تيغ زند و خون بگيرد.
خون آشام: خونريز، و در آن تلميحى است به نيش زالو كه بر برخى جراحتها و دملها افكنند تا خون فاسد را بخورد.
بين: در آخر نيم بيت دوم ممكن است فعل امر گرفته شود چنان كه در آخر نيم بيت نخست است و ممكن است آن را جزء دوم صفت مركب «كار بين» گرفت. كار بين به معنى كار دان و كارشناس است.
|
شكر ايزد را كه ما را خسروى است |
كارساز و كار بين و كار دان |
|
(فرخى)
|
كار بينان كه كار او ديدند |
از خدا ترسيش بترسيدند |
|
(نظامى، هفت پيكر) اين بيتها نيز در توضيح بيتهاى پيش است. بسا چيزها كه به ظاهر زشت و ناپسند مىنمايد، ليكن نتيجهاى مطلوب به دنبال دارد. ويرانى تن نيز مقدمه آبادانى روح است.
|
چون گرانيها اساس راحت است |
تلخها هم پيشواى نعمت است |
|
|
حُفَّتِ الجَنَّة بِمَكرُوهاتِنا |
حُفَّتِ النِّيرانُ مِن شَهواتِنا |
|
|
تخم مايه آتشت شاختر است |
سوخته آتش قرين كوثر است |
|
ب ١٨٢٨- ١٨٢٦ گرانى: سختى، دشوارى.
حُفَّتِ الجَنَّة: مأخوذ است از حديث «حُفَّتِ الجَنَّةُ بِالمَكارِهِ ...» كه مأخذ آن در احاديث مثنوى (ص ٥٩) آمده و در كلام امير مؤمنان (ع) از رسول خدا ٦ است: «إنَّ الجَنَّةَ حُفَّت بِالمَكارِهِ وَ إنَّ النَّارَ حُفَّت بِالشَّهَواتِ: گرداگرد بهشت را نادوست داشتنيها گرفته