شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧ - هلال پنداشتن آن شخص خيال را در عهد عمر
|
مال خَس باشد چو هست اى بىثبات |
در گلويت مانع آب حيات |
|
|
گر برد مالت عدُوّى پُر فَنى |
ره زنى را بُرده باشد ره زنى |
|
ب ١٣٣- ١٢٧ جان بابا گفتن: كنايت از نوازش كردن، تشويق كردن، آفرين گفتن. و مأخوذ است از آيه «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (انعام، ٤٣)، و در سخنان امير مؤمنان (ع) است:
«گناه را در ديده او مىآرايد تا خويش را بدان بيالايد كه بكن و از آن توبه نما و اگر امروز نشد فردا.» (نهج البلاغه، خطبه ٦٤) دم: كنايت از فسون و نيرنگ. «دم گرم تو مرا بر باد سرد نشاند.» (كليله و دمنه، به نقل از لغتنامه) تلبيس: پوشيدن حقيقت و بيان خلاف واقعيت.
بابا: كنايت از آدم (ع).
سيه رخ: رو سياه، و در جزء دوم ايهامى است به معنى ديگر رخ كه مهرهاى است در بازى شطرنج.
مات كردن: مغلوب ساختن.
شطرنج: نام بازى معروف، و در بيت مورد بحث استعارت است از مكر و فريب.
چُست: چالاك، چابك، تيز كار.
غُراب: استعارت از ابليس، به مناسبت سيه رويى و شومى او.
چشم نيم خواب: كنايت از ناهشيارى، مراقب نبودن.
فرزين: وزير. فرزين بند آن است كه فرزين به تقويت پياده كه پس او باشد مهره حريف را پيش آمدن ندهد چرا كه اگر مهره حريف پيادهاى را كشد فرزين انتقام او خواهد گرفت. (لغتنامه، به نقل از غياث اللغات) خس: خاشاك، و در اين بيت آن چه گلو را بگيرد.
بىثبات: كه در طريقت پايدار نيست.
آب حيات: آب زندگانى، و در بيت مورد بحث استعاره از فيوضات ربّانى است.
چنان كه در قرآن كريم و حديثهاى رسيده از رسول اكرم و ائمه سلام اللَّه عليهم آمده است ابليس دشمنترين فرزندان آدم است كه سوگند خورد كه «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ