شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٣ - پرسيدن موسى از حق سر غلبه ظالمان را
|
راه جان مر جسم را ويران كند |
بعد از آن ويرانى آبادان كند |
|
|
كرد ويران خانه بهر گنج زر |
وز همان گنجش كند معمورتر |
|
٣٠٧- ٣٠٦/ ١ خون كند دل را: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٨١٨/ ٢ مُستَهان: خوار، بىمقدار.
اين بيتها نيز در توضيح بيتهاى پيش است و بيان شمّهاى از اسرار آفرينش و روشن ساختن اين نكته باريك، كه هر چه به ظاهر تباهى و عدم است مقدمهاى است براى ايجاد كمال بيشتر و بهتر.
نطفه به خون و خون به انسان تبديل مىشود و مرتبه كامل جاى مرتبه ناقص را مىگيرد چنان كه لوح را در دبستان مىشويند و از سياهى پاك مىكنند تا بر آن خطى بنويسند.
بعض شارحان «بىوقوف» را فاعل فعل شستن گرفتهاند ولى با دقت در بيت بعدى معلوم مىشود كه فاعل خداست و فاعل فعل شستن و نوشتن هر دو يكى است و ممكن است «بىوقوف» را كنايت از كودك نو آموز گرفت امّا در اين صورت تشبيه بىفايدت بلكه مستهجن است، زيرا در بيتهاى پيشين و بيتهاى بعد سخن از مرگ و حشر است به وسيله بارى تعالى و نمىتوان آن را به لوح كودك نادان همانند كرد.
|
چون اساس خانهاى مىافكنند |
اوّلين بنياد را برمىكَنند |
|
|
گِل بر آرند اوّل از قعر زمين |
تا به آخر بر كشى ماء معين |
|
|
از حجامت كودكان گريند زار |
كه نمىدانند ايشان سِرِّ كار |
|
|
مرد خود زر مىدهد حَجَّام را |
مىنوازد نيش خون آشام را |
|
|
مىدود حمّال زى بارِ گران |
مىرُبايد بار را از ديگران |
|
|
جنگ حمّالان براى بار بين |
اين چنين است اجتهاد كار بين |
|
ب ١٨٢٥- ١٨٢٠ افكندن: پى نهادن، گذاردن.
اولين: در آغاز، ابتدا.
ماء معين: آب روان.