شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦ - مقدمه مولانا
نمىديد از ملولان روى در كشيد و دو سال تمام نظم مثنوى به تعويق افتاد.» (زندگى مولانا جلال الدين، ص ١٠٩) مرحوم گلپينارلى پس از اشارت به نوشته افلاكى نويسد: «ابيات فوق مدتى را كه بين پايان دفتر اوّل و آغاز دفتر دوم سپرى شده است روشن نمىكند، اما از آن جايى كه دفتر اول پيش از سال ٦٥٦ ه/ ١٢٥٨ م پايان يافته، و دفتر دوم هم در ٦٦٣ (؟) ه/ ١٢٦٤ م آغاز شده است، چنين استنباط مىشود كه علّت اين تأخير، تنها مرگ زوجه چلبى نبوده بلكه مرگ صلاح الدين نيز دخالت داشته است.» (مولانا جلال الدين، ص ٢٠٦) مرحوم فروزانفر آغاز جزء دوم را ٦٦٢[١]، و فاصله بين اتمام جزء نخست و آغاز جزء دوم را دو سال نوشته است، و نويسد: «بايد دفتر اول ميانه ٦٥٧- ٦٦٠ آغاز شده باشد.» (زندگى مولانا جلال الدين، ص ١٠٩) به هر حال چنان كه در پايان دفتر اوّل نوشته شد، مولانا را هنگام سرودن آن بيتها حالتى غريب دست داده است كه او را از سخن سرودن باز داشته. موجب آن تأثر باقى مانده از مرگ صلاح الدّين زركوب (به سال ٦٥٧)، يا مردن زن حسام الدّين چلبى، يا تأثيرى كه هر دو واقعه در روح او نهاده، يا چنان كه نوشتيم و چنان كه افلاكى هم اشارت كرده است: «به تواجد و حالات و بيان حقايق و كشف دقايق مستغرق گشته» بدرستى روشن نيست، هر چند كه يك يك آنها كه بر شمرديم محتمل است. ليكن تصريح مولانا بدان كه ضياء الحق به معراج حقايق رفته بود و تا باز گشت او چنگ شعر مثنوى ساز نمىداشت، معلوم مىدارد كه علّت تأخير در سرودن دفتر دوم آمادگى نداشتن حسام الدين بوده است. اما باز روشن نيست كه رفتن حسام الدين به معراج حقايق تنها بر اثر مردن زن او بوده، يا حالت ديگرى بر وى دست داده است.
اگر «روز استفتاح» را چنان كه لغتنامه نوشته است پانزدهم رجب بدانيم، آغاز سرودن دفتر دوّم در اين روز به سال ششصد و شصت و دو بوده است.
مَطلَع: آغاز، شروع.
|
بلبلى ز ينجا برفت و باز گشت |
بهر صيد اين معانى باز گشت |
|
[١] - متأسفانه در هر دو چاپ اين كتاب ٦٢٢ ضبط شده و پيداست كه خطاى مطبعى است. زيرا در پاورقى همين صفحه به بيت هفتم اين دفتر استناد شده است. بدين جهت در اينجا رقم درست نوشته شد.