شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥٥ - وحى آمدن موسى را
پيشگاه او نيست و در قيامت- كه بر طبق عقيدت اشعريان- بندگان خدا را خواهند ديد آشكار خواهد شد كه آن وصفها ناقص و ناتمام بوده است. سپس به سؤالى مقدر پاسخ مىدهد كه اگر چنين است پس ذكر گفتنيهاى ما كه خدا را به صفتهايى چون قادر، سميع، بصير، و مانند آن مىستاييم چه معنى خواهد داشت؟ و چون اين ذكرها ناقص است خدا چگونه آن را مىپذيرد. و پاسخ آن اين است كه تكليف بر هر كس به مقدار طاقت اوست. اين ذكرها براى جلب رحمت پروردگار است، تا بدان رحمت درونهاى پليد پاك شود يا از پليدى آن بكاهد.
|
در سجودت كاش رو گردانيى |
معنى سبحان ربّى دانيى |
|
|
كاى سجودم چون وجودم ناسزا |
مر بَدى را تو نكويى دِه جزا |
|
|
اين زمين از حلم حق دارد اثر |
تا نجاست بُرد و گُلها داد بر |
|
|
تا بپوشد او پليديهاى ما |
در عوض بر رويد از وى غنچهها |
|
ب ١٧٩٤- ١٧٩١ رو گردانيى: (ياء نخست ضمير خطاب و ياء دوم ياء ترجى است) كاش رو مىگردانيدى.
رو گرداندن، اعراض كردن (از هواى نفس و دنيا و توجه كردن به خدا).
سُبحانَ رَبِّى: پاك است پروردگار من. جزئى از تسبيح كه در سجده گويند و تمام آن «سُبحانَ رَبِّىَ الأعلى وَ بِحَمدِهِ: پاك است پروردگار من كه برتر است (از هر چيز).» ناسزا: نالايق، نادرخور.
مر بدى را تو نكويى ده ...: از اين معنى است فرمودهى امام چهارم (ع) در دعاى ابو حمزه.
«لَئن طالَبتَنى بِذُنُوبِى لَأُظالِبَنَّكَ بِعَفوِك.»[١] حلم: سكون، بردبارى.
بر: بار.
اين بيتها نيز در تأكيد بيتهاى پيش است، كه عبادت ما بندگان لايق درگاه حضرت احديت نيست و لطف اوست كه بايد شامل حال ما شود. ليكن بيشتر بندگان از اين دقيقه آگاه نيستند و گر نه بايستى هنگام عبادت بدانند چه مىگويند و با كه در گفت و گويند. و از او بخواهند طاعت بىارزش آنان را بپذيرد و بر آنان نگيرد. سپس چنان كه عادت
[١] تذكر دكتر على محمد سجادى