شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢١٢ - حسد كردن حشم بر غلام خاص
حسد كردن حَشَم بر غلام خاص
|
پادشاهى بندهاى را از كرم |
بر گزيده بود بر جمله حشم |
|
|
جامگىِّ او وظيفه چل امير |
دَه يك قدرش نديدى صد وزير |
|
|
از كمال طالع و اقبال و بخت |
او ايازى بود و شه محمودِ وقت |
|
|
روحِ او با روحِ شه در اصل خويش |
پيش از اين تن بوده و هم پيوند و خويش |
|
ب ١٠٤٦- ١٠٤٣ پادشاهى: براى اطلاع از تتمه داستان و نتيجه آن، نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٥٥٣/ ٢.
جامگى: مقرّرى ماهانه، مواجب، مستمرى. بعض فرهنگ نويسان «جامگى» و «اجرى» را يكى گرفتهاند ولى درست نيست. «اجرى» مرادف جيره است، آن چه از جنس دهند و «جامگى» مقررى ماهانه. «فردا بر دامن خواجه خواهم نشست تا جامگيش از خزانه بفرمايد و اجراش بر سپاهيان نويسد.» (چهار مقاله، ص ٦٧) وظيفه: مقررى، دريافتى.
اياز: غلام سلطان محمود كه به خاطر زيركى، سخت مورد علاقه او بود. در عهد مسعود امارت مكران و قصدار را يافت (وفات ٤٤٩ ه. ق).
محمود: يمين الدوله، فرزند سبكتكين غزنوى، نامآورترين پادشاه غزنوى. سامانيان و مانده صفاريان را بر انداخت، به هندوستان لشكر كشيد (وفات ٤٢١ ه. ق).
روح او با روح شه ...: مأخوذ است از حديث «الأَرواحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَما تَعارَف مِنها ائتَلَفَ وَ ما تَنَاكر مِنها اختَلَف: روحها سپاهياناند فراهم. آن چه از آنها آشنا باشند با يكديگر الفت گيرند و آن چه ناآشنا بودند از هم جدا شوند.» (احاديث مثنوى، ص ٥٢؛ بحار الانوار، ج ٦، ص ٢٤٩، از عقائد صدوق)
|
كار آن دارد كه پيش از تن بُدست |
بگذر از اينها كه نو حادث شده است |
|
|
كار عارف راستگو، نى أحول است |
چشم او بر كِشتهاى اوّل است |
|