شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١ - التماس كردن همراه عيسى
التماس كردن همراه عيسى ٧ زنده كردن استخوانها از عيسى ٧
مأخذ داستان (به نقل مرحوم فروزانفر در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ٤٣) الهى نامه عطار است.
|
گشت با عيسى يكى ابله رفيق |
استخوانها ديد در حفره عميق |
|
|
گفت اى همراه آن نام سَنى |
كه بد آن مُرده تو زنده مىكنى |
|
|
مر مرا آموز تا احسان كنم |
استخوانها را بد آن با جان كنم |
|
|
گفت خامش كن كه آن كار تو نيست |
لايق انفاس و گفتار تو نيست |
|
|
كآن نفس خواهد ز باران پاكتر |
وز فرشته در رَوِش درَاكتر |
|
|
عمرها بايست تا دم پاك شد |
تا امين مخزن افلاك شد |
|
|
خود گرفتى اين عصا در دستِ راست |
دست را دستان موسى از كجاست |
|
ب ١٤٦- ١٤٠ حُفره: گودال.
همراه: كنايت از دارنده، داننده.
سَنِى: بزرگ، گران قدر.
احسان كردن: كنايت از زندگى باز دادن به مردگان.
خامش كردن: خاموش شدن، سخن نگفتن.
|
دل شكسته گشت كشتيبان ز تاب |
ليك آن دَم كرد خامُش از جواب |
|
٢٨٣٧/ ١ أنفاس: جمع نفس: دم.
دَرّاك: دريابنده. داننده.
شد: نگاه كنيد به: شرح بيت ١/ ٢ مَخزن افلاك: ظاهراً استعارت است از «لوح محفوظ». نيكلسون آن را اسم اعظم معنى