شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٣ - گمان بردن كاروانيان كه بهيمهى صوفى رنجور است
است، ضمير رسول اكرم ٦ است، يا خود اوست كه عكسى از نور الهى است، و گر نه سوگند خوردن به روز و شب كه فرو مىروند و هر يك جاى ديگرى را مىگيرد چه معنى دارد؟ سپس براى تأكيد گفته خود مىافزايد: ابراهيم كه پيامبر خدا و بنده او بود هنگامى كه فرو رفتن ماه را ديد گفت: «فرو شوندگان را دوست نمىدارم.» (انعام، ٧٦) پس خداى تعالى چگونه سوگند خورد به چيزى كه ناپايدار است؟
معنى «ضحى» روشنگرى رسول ٦ است و «ليل» پرده پوشى او، يا آن كه «ضحى» درون روشن و روح تابناك اوست و «ليل» جسم و تن خاكى او.
مفسران در باره نزول سوره ضحى نوشتهاند كه: مدتى وحى به پيامبر نرسيد، اين مدت را از دوازده تا چهل روز نوشتهاند. مشركان گفتند: پروردگارِ محمد او را وداع گفته است و گر نه بايستى پى در پى وحى بر او فرود آيد. مولانا اين آيهها را چنين تأويل مىكند كه:
تن پيغمبر حجاب و نقاب نور ضمير اوست، تا با مردم همنشين باشد. آن روزها كه وحى نرسيد، تن وى از فيض ربوبى محروم بود و گر نه روح او هيچ گاه از آن عالم نبريد و چون ديگر بار عنايت الهى رسيد و وحى فرود آمد تن او نيز مانند جان حلاوت وصل را چشيد.
|
هر عبارت خود نشان حالتى است |
حال چون دست و عبارت آلتى است |
|
|
آلت زرگر به دست كفشگر |
همچو دانه كشت كرده ريگ در |
|
|
و آلتِ اسكاف پيش برزگر |
پيش سگ كَه استخوان در پيش خر |
|
ب ٣٠٢- ٣٠٠ حال (حالت): در اصطلاح صوفيان چيزى بود كه بدون تعمد و اجتلاب يا اكتساب بر دل وارد شود، از قبض و بسط، شادمانى يا اندوه. و در هر يك از آن حالات صوفى را عبارتى و سخنى است كه خاص آن حالت است. (نگاه كنيد به: شرح بيت ١٤٣٨/ ١) آلت: ابزار.
دانه كشت: دانهاى كه براى كاشتن در زمين به كار آيد.
ريگ در: در ريگ، پاشيده در ريگزار.
|
جان براى امر او داريم ما |
گر به ريگى گويد او كاريم ما |
|
٢٩٢٩/ ٣