شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٠١ - ظاهر شدن فضل و زيركى لقمان پيش امتحان كنندگان
مىداريد مرا پيروى كنيد خدا شما را دوست خواهد داشت.» (آل عمران، ٣١) و اين مقامى دشوار است. و تمثيلى است در ترغيب به محبت ديگران. و آثارى كه بدان مترتب مىشود، چنان كه در قرآن كريم است «وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ: و نيكى و بدى يكسان نيست (بد را) به كار نيك پاسخ گوى تا بناگاه (بينى) آن كس را كه ميان تو او دشمنى است چون دوستى مهربان است.» (فصلت، ٣٤)
|
دانش ناقص نداند فرق را |
لاجرم خورشيد داند برق را |
|
|
چون كه ملعون خواند ناقص را رسول |
بود در تأويل، نقصان عقول |
|
|
ز آن كه ناقص تن بود مرحومِ رَحم |
نيست بر مرحوم، لايق لعن و زخم |
|
|
نقص عقل است آن كه بد رنجورى است |
موجب لعنت سزاى دورى است |
|
|
ز آن كه تكميل خردها دور نيست |
ليك تكميل بدن مقدور نيست |
|
|
كفر و فرعونى هر گبرِ بعيد |
جمله از نقصان عقل آمد پديد |
|
|
بهر نقصان بدن آمد فرج |
در نُبى كه ما عَلَى الأَعمى حَرَج |
|
ب ١٥٣٣- ١٥٢٧ دانش ناقص: عقل جزئى. عقلى كه مبادى آن مقدمات محسوس باشد.
ملعون خواندن ناقص: النَّاقِصُ مَلعُونٌ. مرحوم فروزانفر در احاديث مثنوى (ص ٥٥) آن را به همين صورت از شرح خواجه ايوب و از المنهج القوى آورده است. عبارت المنهج تنها ترجمه مصراع نخست بيت مولاناست «لِما قَرَأَ الرَّسُولُ صَلَى اللَّهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ النَّاقِصُ مَلعُونٌ ...» در امثال و حكم آمده است «كُلُّ ناقِصٍ مَلعُون.» ظاهر اين است كه اين جمله مثلى است ساير نه حديث. تا آن جا كه تتبع كردم در كتابهاى حديث شيعه و اهل سنت و جماعت سندى براى اين گفته نيافتم. تنها در وسائل الشيعة در باب «آداب تجارت» سه روايت آمده است كه «لا تُعامِلُ (لا تُعامِلُوا) ذا عاهَةٍ فَإنَّهُم أظلَم شَىءٍ.» (وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٣٠٧) مَرحُومِ رَحم: رحمت شده. چنان كه در شرح نيكلسون و نيز در احاديث مثنوى (ص ٥٥) آمده، ظاهراً اشارت به حديثى است كه در الجامع الصغير است: «ذَهابُ البَصَرِ مَغفِرَةٌ لِلذُّنُوبِ وَ ذَهابُ السَّمعِ مَغفِرَةٌ لِلذُّنُوبِ وَ ما نَقَصَ مِنَ الجَسَدِ فَعَلى قَدرِ ذلِكَ.»