شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٠٦ - ظاهر شدن فضل و زيركى لقمان پيش امتحان كنندگان
نور: روشنايى دل، كه خدا به ابراهيم (ع) كرامت كرد تا بدان وى را شناخت و گفت «لا احِبُّ الآفِلِينَ.» فردوس و قصور: لطف حق تعالى كه پوشيده است بر بسيار كسان و تنها انبيا و اوليا آن را مىبينند و نيز اشارت است به گلستان شدن آتش بر ابراهيم. «پس نمرود بر بام قصر خويش نظاره كرد تا خود كار ابراهيم به چه رسيده است او را ديد در آن روضه ميان گل و نرگس و چشمه آب نشسته ...» (كشف الاسرار، ج ٦، ص ٢٦٨، سوره انبياء، ذيل آيه ٦٩)
|
اندر آ اسرار ابراهيم بين |
كو در آتش يافت و سرو و ياسمين |
|
٧٩٠/ ١ چون حلقهها بر در ماندن: به درون راه نيافتن. «... لاجرم از سلوت سراى اقبال چون حلقه بر درند.» (مرزبان نامه، باب چهارم، داستان موش و مار) لا أُحِبُّ الآفِلِينَ: فرو شوندگان (غروب كنندگان) را دوست نمىدارم. (انعام، ٧٦) غلط انداز: به خطا در افكننده. آن كه يا آن چه ظاهر آن جز باطنش باشد و نگرنده را گمراه كند.
باز شدن: جدا شدن، بريدن.
در بيتهاى پيش بر اثر غلبه شوق شَمّهاى از تصرف حضرت حق را در دل بندگان باز گفت. در اين بيتها كه اعتذار گونهاى است، به خدا استغاثه مىكند و گويد آن چه مىگويم به اراده توست، ليكن هنوز مطلب را چنان كه همگان دانستن آن تواند نگفتهام. چه، آن علم مخصوص خاصگان است، چون ابراهيم بايد كه در سوزش آتش، نعيم بهشت را ببيند، لاجرم از در شدن در آن بيمى بر خود راه ندهد. اما همگان را چنين بينشى نيست چرا كه آنان در بند جسم و حيات جسمانىاند، ناچار به غلط مىافتند و حقيقت بر آنان مكتوم مىماند.