شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٣٧ - شكايت كردن اهل زندان پيش وكيل قاضى از دست آن مفلس
زندان: استعارت از دنيا.
قصد: اراده، حمله، هجوم.
سگ: استعارت از شيطان.
در خم بودن: كنايت از در معرض ربودن قرار داشتن.
صد بىچارگى: كنايت از خضوع و خشوع.
قُوت ذوق: غذاى روحانى. آن چه موجب پرورش روح است. حالت خلوص و توجه به ساحت حضرت حق.
بَرَد يك بارگى: وسوسهها در سر آرد تا آدمى را از آن حالت به در آرد.
|
غم فرزند و برگ و جامه و قوت |
باز دارد ز سير در ملكوت |
|
|
همه روز اتفاق مىسازم |
كه به شب با خداى پردازم |
|
|
شب چو عقد نماز مىبندم |
چه خورد بامداد فرزندم؟ |
|
(سعدى، گلستان، ص ١٠٠) أستَعِيذُ اللَّه ...: پناه مىبرم به خدا از شيطان او همانا تباه شديم از سركشى او (شيطان).
در هزاران مىرود: مأخوذ است از حديث «إنَّ الشَّيطانَ يَجرِى مِن بَنِى آدَمَ مَجرَى الدَّمِ:
همانا شيطان در رگهاى آدمى جريان دارد چنان كه خون.» (المعجم المفهرس، از بخارى، مسلم، سنن ابو داود، سنن ابن ماجه، سنن دارمى، مسند احمد) و نيز نگاه كنيد به: سفينة البحار (ج ١، ص ٦٩٩، سطر ٣) و نيز حديث «إنَّ الشَّيطانَ يَدخُلُ بَينَ ابنِ آدمَ وَ نَفسِه» (المعجم المفهرس) و در سخن امير مؤمنان (ع) است كه «پس آن چه مىديدند شيطان بديشان مىنمود، و آن چه مىگفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در ديدهشان آراست شريك او شدند و كردند و گفتند، چنان كه او خواست.» (نهج البلاغه، خطبه ٧) چون نيابد صورت: اگر چيزى را نيابد كه آن را در ديده زيبا نماياند يا اگر در صورت چيزى (از مال و زن و ديگر وسيلهها) در نيايد.
فُرجَه: گشايش، تفرج خاطر، آسودگى.
لا حول گفتن: به خدا پناه بردن. «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلَّا بِاللَّهِ العَلِىِّ العَظيِم» گفتن.
شيطان با دامهايى كه از زر و زيور، مقام و منصب، ملك و منال در راه آدميان