بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٤٠٥ - اوصاف قاضى از نگاه على
قرآن به معناى جميع كارهاى نيك و پسنديده است، و به دايره امور عبادى مثل صوم و صلاة و حج محدود نمىشود.
اين خيلى جالب و درسآموز است كه امام ٧ مىفرمايد: معروف در اين جامعه مرده است. مرده ديدن معروف؛ يعنى اين كه سيد الشهداء، نماز آن مردم را هم معروف نمىدانست؛ چه رسد به شرارتها و رذيلتهايى كه مرتكب مىشدند. مردم آن عصر همه نماز مىخواندند، روزه مىگرفتند، حج هم مىرفتند، اما باطن همه اينها نه فقط نيكو و زيبا نبود، كه زشت و پليد بود و هيچ عمق و معنا و ژرفايى در آنها وجود نداشت. از نظر امام ٧ نمازى كه با امامت طاغوت خوانده شود، و حجّى كه زير سيطره، نفوذ و نظارت طاغوت گذارده شود، منكر است.
لذا امام حسين ٧ در آن جامعه اصلًا معروفى نمىديد، هر چه مىديد منكر بود؛ لذا مىفرمايد: من خارج مىشوم براى اصلاح امت، و ارادهام اين است كه امر به معروف و نهى از منكر كنم.
«امر» و «نهى» در لغت، به معناى واداشتن و بازداشتن است، اين واداشتن و بازداشتن احتياج به نيرو و قدرت دارد.
الآن كه در جامعه ما قدرت در دست حكومت اسلامى است، بر حكومت واجب است كه مردم را به معروف وادار كند.
اين وادار كردن هم؛ البته به معناى زورگفتن نيست؛ بلكه به معناى زمينهسازى و ايجاد بستر مناسب است. حكومت اسلامى بايد فضايى به وجود آورد كه مردم، از رفتن به جانب معروف لذت ببرند و از انجام منكر متنفر باشند؛ يعنى به يك معنا حكومت اسلامى بايد، هزينههاى ارتكاب منكر را بالا ببرد.
بله. به صرف گفتن، كسى به جانب معروف نمىرود، و از منكر هم رويگردان نمىشود، بنا بر اين، زمينه را بايد چنان آماده كرد كه مردم باطناً و به