بر بال انديشه - انصاريان، شيخ حسين - الصفحة ٣٤٧ - نتيجه عمل به قرآن
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ انْتَ الْقائِلُ وَقُولَكَ حَقٌ:
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»[١].
«يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را [به سوى بلا، نكبت، شكست و شقاوت] تغيير نمىدهد تا آنكه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شايسته و پسنديده] در وجودشان قرار دارد به زشتىها و گناه تغيير دهند.».
وجه نفوس خودمان را، از اطاعت مقدست برگردانديم، تو هم سعادت و شرافت ما را به ذلت و نكبت تبديل فرمودى.
سپس سيّد، از كرسى خطابه پايين آمد، در حالى كه گروهى از اعضا بر اثر گريه غش نمودند و بقيه را هم حالى نمانده بود. سيّد بزرگوار هم مىگريست و مىگفت:
«اىْ وَ حَقُّكَ اللَّهُمَّ نَسِيناكَ فَانْسِيتَنا».
«آرى! خدايا! ما تو را فراموش كرديم و تو ما را از ياد بردى».
اين جمله را مدام مىگفت؛ تا افتاد و غش نمود. سه ساعت تمام در انجمن حالت غشوه و شيون حكمفرما بود.
حسن اتابك، داماد خديو مصر، به وسيله عطريات و دستور دكتر، سيّد و ساير اعضا را از حالت بيهوشى و آن جذبه معنوى به هوش آورد، مجدداً زنگ نواخته شد و مجلس صورت رسميت گرفت و شروع به مذاكره گرديد، دوباره درباره علاج استخلاص از استعمار شُوْر نمودند، و به اتفاق آراء به اين نتيجه رسيدند كه: تنها راه علاج منحصر به اين است كه هر فردى از افراد مسلمان، بر طبق قرآن مجيد عمل نمايد و به گذشتگان خود در صدر اسلام اقتدا كند، و آن
[١] - رعد( ١٣): ١١.