آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٤٩ - فصل بهترين اوقات ذكر
زمينگيرم و هيچ ندارم، (بندهاى كه) نه منفعتش به دست خويش است و نه مضرّتش، نه حيات، نه ممات و نه نشر روز قيامت، خداوند متعال به دو فرشته فرمان مىدهد كه نامه اعمالش را- هر چه در آن باشد- آتش بزنند».
و از معصومين- عليهم السّلام- روايت شده است كه فرمودند:
٦٨٩- «الا صلوات اللَّه على المستحرين و المستغفرين بالاسحار»
. يعنى: «هان! درود خدا بر سحرخيزان و استغفاركنندگان در سحرها».
گويند «ابا قمقام» كه مرد بدبختى بود، نزد امام ابو الحسن موسى بن جعفر- ٧- آمد و از كارش به حضرت شكايت كرد كه به دنبال هر كارى رفت برايش انجام نشد، امام- ٧- به او فرمود: بعد از فجر، ده مرتبه بگويد:
٦٩٠- «سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اسأله من فضله»
. يعنى: «منزّه است خداى عظيم و سپاس و ستايش او راست، از خدا طلب آمرزش مىكنم و بخششهاى مخصوصش را درخواست مىنمايم».
«ابو قمقام» گويد اين كار را انجام دادم به خدا قسم! اندكى نگذشت كه عدهاى از باديه آمده به من خبر دادند كه مردى از بستگانم مرده و وارثى غير از من ندارد، رفتم و ميراثش را تحويل گرفتم و (در اثر آن) هنوز بىنياز هستم.