آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٩٥ - درمان عجب
بايد تمام اعمال نيك و عبادات و طاعات خود را بر هر يك از نعمتهاى الهى كه در آن تصرف مىكنى تقسيم كنى، نظير: غذا، آب و ... كه در نتيجه، خواهى ديد حتى اندكى از آن را كفاف نمىدهد.
گويند: روزى واعظى بر «هارون الرشيد» وارد شد، هارون به او گفت: مرا موعظه كن.
واعظ گفت: اى خليفه! اگر هنگام تشنگى شديد، به تو جرعهاى آب ندهند حاضر مىشوى آن را به چه قيمتى بخرى؟
هارون گفت: به نصف ملكم.
واعظ گفت: اگر نتوانى آن آب را دفع كنى، به چه قيمت حاضر مىشوى اين گرفتارى را از تو برطرف نمايند؟
هارون گفت: به نصف ديگر ملكم.
واعظ گفت: پس مبادا حكومتى كه قيمتش يك جرعه آب است، تو را بفريبد و مغرورت بسازد.
تو در شبانه روز چقدر كاسبى مىكنى؟ يك كارگر، دو درهم، نگهبانى كه طول شب را بيدار است و كشيك مىدهد، دو دانگ[١]، صنعتگران و اهل حرفه مانند آشپز و نانوا و ... تمام روز و مقدارى از شب را در برابر چند درهم اندك، كار مىكنند (اينها همه ارزش كارهاى دنيايى است) اما اگر عملى را براى خدا انجام بدهى مثلا يك روز را روزه بگيرى مىفرمايد:
٦١٧- «الصّوم لى و انا اجزى به
». يعنى: «روزه، مال من است و خودم پاداش آن را مىدهم».
[١] - هر« دانگ» مساوى است با يك ششم درهم.