آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٨ - تلفظ غلط در دعا
«حدّ»[١] جارى گردد. بنا بر اين، دانسته مىشود كه رعايت امور ادبى، در اجابت و ثواب دادن بر بر دعا شرط نيست بلكه فقط موجب فضيلت و برترى آن مىشود.
پس منظور امام جواد- ٧- مدح و ستايش فردى است كه در دعا اصول ادبى را مراعات مىكند. و امّا فضيلت و برترى سخنى كه واضح و روشن است و به وضوح دلالت بر معناى گوينده دارد، بر سخنى كه اين چنين نيست و نياز به تأويل و توجيه دارد، بر كسى پوشيده نيست.
مضافا به اينكه: دعاى موافق با قواعد ادبى، فصاحت دارد و دعا خصوصا اگر منقول از معصومين- عليهم السّلام- باشد، بايد فصيح ادا گردد تا دلالت بر فضايل آن بزرگواران كند.
به علاوه، اگر سخن درست ادا شود و از غلط پرهيز گردد، طبع انسان به سويش كشيده مىشود و در غير اين صورت، موجب تنفّر مىگردد كه قضايايى هم در اين رابطه نقل شده است:
الف- اعمش (كه يكى از دانشمندان ادبيات عرب است) فردى را ديد كه كلامش درست نبود و غلط حرف مىزد، به او گفت: اين كيست كه سخن مىگويد و قلب مرا ناراحت كرده است؟! ب- گويند فردى به ديگرى گفت: آيا اين لباس را مىفروشى؟
گفت: «لا، عافاك اللَّه: نه، خدا تو را ببخشد».
گفت: اگر سخن گفتن را ياد بگيرى بهتر است، چون بايد مىگفتى «لا، و عافاك اللَّه»[٢].
[١] - يكى از مقررات عاليه اسلامى اين است كه اگر فردى به ديگرى نسبت عمل جنسى بدهد( مثلا بگويد تو زنا كردهاى) و نتواند نزد قاضى اين نسبت را ثابت كند، در اينجا قاضى حكم مىكند كه بر گوينده حدّ قذف جارى كنند، يعنى هشتاد ضربه تازيانه بزنند.
[٢] - در صورت اوّل ممكن است توهّم شود كه« لا» بر سر فعل« عافا» در آمده و گوينده، مخاطب خود را نفرين كرده است، چون معنايش مىشود:« خدا تو را نبخشد»، به خلاف صورت دوّم كه« لا» خودش جمله مستقلى است در جواب مخاطب و جمله« و عافاك اللَّه» جمله مستقل ديگر كه دعاست و عطف بر جمله قبلى مىشود.
و همچنين است:« او اطال اللَّه بقاك» در ماجراى بعدى.