آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٣١ - نصيحت
«و انا اللَّه أبتدئ بالعطيّة قبل المسألة افأسال فلا اجود؟ كلّا أ ليس الجود و الكرم لى؟ أ ليس الدّنيا و الآخرة بيدى؟ فلو انّ اهل سبع سماوات و ارضين سألونى جميعا و اعطيت كلّ واحد منهم مسألته ما نقص ذلك من ملكى مثل جناح البعوضة و كيف ينقص ملك انا قيّمه؟»
. يعنى: «من آن خدايى هستم كه ابتدا به بخشش نمودم قبل از اينكه از من چيزى بخواهند، اما اگر چيزى خواستند به آنان نمىدهم؟ نخير (اين چنين نيست) آيا مگر جود و كرم، مخصوص من نيست؟ آيا مگر دنيا و آخرت در دست من نيست؟ اگر ساكنين زمين و آسمانهاى هفتگانه همگى از من چيزى بخواهند و من تمام خواستههايشان را برآورده سازم، چيزى حتى به اندازه بال يك پشه هم از ملكم كم نخواهد شد، چگونه كم شود ملكى كه من قيّم آن هستم؟».
- «فيا بؤسا لمن عصانى و لم يراقبنى»
. يعنى: «بنا بر اين، بدا به حال آن كس كه مرا معصيت كرد و مراقبم نبود».
به «محمد بن عبد اللَّه» گفتم اين حديث را تكرار كن، او سه مرتبه تكرار كرد، آنگاه گفتم: نه، به خدا قسم! از اين به بعد، هرگز از كسى حاجتى طلب نمىكنم، مدتى نگذشت كه خداوند متعال از خزانه غيبىاش به من روزى رسانيد.
از رسول خدا- ٦- نقل است كه فرمود:
٣٤٧- «قال اللَّه عزّ و جلّ: ما من مخلوق يعتصم بمخلوق دونى الّا قطعت اسباب السّموات و اسباب الارض دونه، فان سألنى لم اعطه، و ان دعانى لم اجبه، و ما من مخلوق يعتصم بى دون خلقى الّا ضمنت السّموات و الارض رزقه، فان دعانى اجبته، و ان سألنى اعطيته، و ان استغفرنى غفرت له»
. يعنى: «خداوند عزيز و جليل مىفرمايد: هر گاه مخلوقى به جاى اينكه به من تكيه كند به سمت مخلوق ديگرى برود، اسباب و علل آسمانى و زمين را بر او قطع مىنمايم، آنگاه اگر از من چيزى بخواهد به او نمىدهم و اگر دعايم كند، اجابتش نخواهم نمود و اگر مخلوقى به جاى روى آوردن به خلق، به من تكيه كند خود