آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١١٠ - صدقه و آداب آن
١٣٣- «امام صادق- ٧- در سرزمين «منا» بودند كه فقيرى نزد آن حضرت آمد، ايشان دستور دادند يك خوشه انگور به او بدهند». فقير گفت: به اين نيازى ندارم، پول مىخواهم.
حضرت فرمودند: خدا برايت گشايشى قرار بدهد. آن فرد با دست خالى رفت، بعد فقير ديگرى آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقير آن سه دانه را گرفت و گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» كه به من روزى داد.
حضرت كه اين صحنه را ديدند، به او گفتند: صبر كن، آنگاه به اندازه دو كف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
حضرت فرمودند: صبر كن. به خدمتكارشان فرمودند. چند درهم همراه تو است؟
گفت: حدود بيست درهم.
فرمود: همه را به او بدهيد.
آن مرد درهمها را گرفت و گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» خدايا! اين بخشش از جانب تو است، تو واحدى و شريكى برايت نيست.
باز حضرت فرمود: بايست. آنگاه پيراهنى كه بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند اين را بپوش.
آن مرد پيراهن را پوشيد و گفت: «الحمد للَّه» كه مرا پوشانيد و خوشحالم كرد، اى بنده خدا! خدايت پاداش دهد. با همين جمله خداحافظى كرد و رفت.
راوى گويد: گمان ما اين بود كه اگر خداحافظى نمىكرد، حضرت همين طور به او مىبخشيد، چون هر وقت مىگفت «الحمد للَّه» چيزى به او مىداد».
امام صادق- ٧- فرمود:
١٣٤- «من تصدّق ثمّ ردّت فلا يبعها و لا يأكلها لانّه لا شريك له في شيء ممّا جعل له انّما هى بمنزلة العتاقة لا يصلح له ردّها بعد ما يعتق»
.