آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٨٦ - ٩٤ -«خير الناصرين»
مىنمايد، عكس اين نيز گفته شده است.
«جود» به معناى «سخاست»، مرد جواد، يعنى مرد سخىّ، اما به خداوند متعال «سخىّ» گفته نمىشود، چون اصل سخاوت به نرمش برمىگردد، مىگويند: زمين سخاويه يا كاغذ سخاويه، در صورتى كه آن زمين يا كاغذ نرم باشند و انسان سخى را «سخى» گفتند، چون در برابر نيازها نرم مىشود.
٩٢- «الخبير»:
يعنى كسى كه دقايق اشياء و ريزهكاريهايش را مىداند.
مىگويند: فلانى عالم خبيرى است، يعنى به اندرون چيزى دانا و از حقيقتش با اطلاع است، «خبر» يعنى «علم»، مىگويى من از آن باخبرم، يعنى بدان عالم هستم.
٩٣- «الخالق»:
يعنى كسى كه خلق را آغاز نمود و آنها را بدون وجود مثل و مانند قبلى، ساخت كه خود فرمود:
- هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ[١].
يعنى: «آيا جز خدا آفريننده ديگرى هست؟».
گاهى مراد از خلق، تقدير و اندازهگيرى است، چنان كه از قول حضرت عيسى- ٧- حكايت مىكند:
- أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ[٢].
يعنى: «برايتان از گل چون پرنده مىسازم».
يعنى من برايتان اندازهگيرى مىكنم، ولى در اصل خداوند خالق و ايجادكننده آن است.
٩٤- «خير النّاصرين»:
يعنى او يارى رسانى خود را بسيار تكرار مىكند، همچنان كه او را «خير الراحمين» نيز مىنامند، چون رحمتش زياد است.
[١] - سوره فاطر، آيه ٣.
[٢] - سوره آل عمران، آيه ٤٩.