آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٨ - نصيحت(اگر دعا اجابت نشد)
«و ربّما صلّى العبد فاضرب بها وجهه و احجب عنّى صوته، أ تدري من ذلك يا داود؟ ذلك الّذى يكثر الالتفات الى حرم المؤمنين بعين الفسق، و ذلك الّذى حدّثته نفسه لو ولى امرا لضرب فيه الاعناق ظلما».
يعنى «و چه بسا بندهاى نماز بگزارد ولى من همان نماز را بر چهره او بكوبم و صدايش را نشنوم و بدان اعتنايى نكنم.
اى داود! آيا مىدانى او چه كسى است؟ او فردى است كه به حرم مؤمنين، با نگاه شهوت آلود و حرام، زياد مىنگرد و كسى است كه اگر بر مردم حاكم شود، ظلم كرده، گردنها را مىزند».
«يا داود، نح على خطيئتك كالمرأة الثّكلى على ولدها».
يعنى: «اى داود! براى گناهانت، نوحه و زارى كن آنچنان كه مادر فرزند مرده بر پسرش نوحه و زارى مىكند».
«لو رأيت الّذين يأكلون النّاس بألسنتهم و قد بسطتها بسط الاديم، و ضربت نواحى السنتهم بمقامع من نار، ثمّ سلّطت عليهم موبّخا لهم يقول: يا اهل النّار، هذا فلان السّليط فاعرفوه».
يعنى: «خوب بود مىديدى حالات آن افرادى را كه با زبانشان، گوشت مردم را مىخورند (نظير غيبتكنندگان) در حالى كه زبانهايشان را مانند پوستى مىگسترانم و اطرافش را با گرزهايى از آتش مىزنم، سپس فردى را بر او مىگمارم كه توبيخش كند و بگويد: اى اهل جهنّم! اين فلان شخص بد زبان است بشناسيدش».
«كم ركعة طويلة فيها بكاء بخشية قد صلّاها صاحبها لا تساوى عندى فتيلا حين نظرت في قلبه فوجدته ان سلّم من الصّلوة و برزت له امرأة و عرضت عليه نفسها اجابها، و ان عامله مؤمن خاتله».
يعنى: «چه بسا ركعتهاى طولانى كه داراى اشك و گريه از روى خشيت باشد اما نزد من ذرّهاى (حتى به مقدار تار باريك هسته خرما) ارزش ندارد، چون وقتى