آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٧ - نصيحت(اگر دعا اجابت نشد)
يعنى: «اى داود! به مظلوم بگو: اگر من دعاى مستجابشدهات عليه كسى كه به تو ظلم روا داشته را به تأخير مىاندازم، به خاطر كامل شدن قضا و فراهم آمدن جهات مصلحت آن است، اين جهات بسيار زياد بوده، تو آن را نمىدانى ولى من احكم الحاكمين هستم (دستوراتم بىپايه و بىاساس نيست بلكه استوارترين احكام، از من صادر مىشود)».
«امّا ان تكون قد ظلمت رجلا فدعا عليك فتكون هذه بهذه لا لك و لا عليك».
يعنى: «به عنوان مثال، ممكن است تو در گذشته بر كسى ظلمى كرده باشى كه آن مظلوم عليه تو دست به دعا برداشته باشد، در نتيجه اين، در مقابل آن، نه طلبكارى و نه بدهكار (و حال آنكه اگر دعاى تو عليه ظالم را اجابت مىكردم، مىبايست دعاى آن مظلوم عليه تو را نيز اجابت مىنمودم، در نتيجه دچار عذاب و عقاب مىشدى)».
«و امّا ان تكون لك درجة في الجنّة لا تبلغها عندى الّا بظلمة لك لانّى اختبر عبادى في اموالهم و انفسهم».
يعنى: «و يا اينكه براى تو در بهشت درجهاى فراهم كردم كه بدان نمىرسى مگر اينكه بر تو ظلمى شود، چون من بندگانم را در مالها و جانهايشان مورد امتحان و آزمايش قرار مىدهم».
«و ربّما امرضت العبد فقلّت صلاته و خدمته، و لصوته اذا دعانى في كربته احبّ الىّ من صلاة المصلّين».
يعنى: «چه بسا بندهاى را مريض كنم كه در اثر آن، نماز و خدمات او كم گردد، اما صداى او در حالت غم و اندوهش، نزد من محبوبتر و دوست داشتنىتر از نماز نمازگزاران است».