آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٧٥ - سوم - پناه بردن(به خدا)
«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق- ٧- روايت كرده است كه فرمود:
٧٢٦- «قال امير المؤمنين- ٧-: اذا لقيت السّبع فقل: اعوذ بربّ دانيال و الجبّ من شرّ كلّ اسد مستأسد»
. يعنى: «امير المؤمنين- ٧- فرمود: هر گاه حيوان درّندهاى را ديدى بگو: پناه مىبرم به پروردگار دانيال و چاه از شرّ هر شير درّندهاى»[١].
ب- حضرت صادق- ٧- فرمود:
٧٢٧- «الا اعلّمك كلمات؟ اذا وقعت في ورطة فقل: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، فانّ اللَّه يصرف بها عنك ما يشاء من انواع البلاء»
. يعنى: «آيا براى هنگامى كه در نابودى و هلاكتى افتادى كه راه نجاتى از آن نيست، كلماتى به تو بياموزم؟ پس بگو:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم
، كه خداوند به واسطه آن، هر نوع بلائى را كه بخواهد از تو دفع مىكند».
ج- «شيخ كلينى» گويد: در يكى از جنگها مسلمانان به رسول خدا- ٦- شكايت كردند كه «ككها» آنها را مىآزارند، فرمود:
[١] - شيخ صدوق( ره) ضمن حديث طويلى، ماجراى دانيال نبى- ٧- را اين چنين نقل مىكند:« بخت نصر، حضرت دانيال وعده ديگرى را به اسارت گرفت و چون به فضل او پى برد و شنيد كه بنى اسرائيل، انتظار ظهورش را مىكشند و فرج را در او اميد دارند، دستور داد كه آن حضرت را در چاهى بزرگ و گود، به همراه شيرى بيفكنند تا او را بخورد، اما( به امر پروردگار) آن شير به دانيال نزديك نشد و او را نخورد.
شبى« بخت نصر» در خواب ديد كه گويا دستههايى از ملائكه از آسمان به چاهى كه دانيال در آن بود، آمده بروى سلام مىكنند و بشارت فرج به او مىدهند( اين خواب در او اثر گذاشت و) صبح كه از خواب بيدار شد، از كردهاش پشيمان گشت و فرمان به آزادى دانيال داده از آن حضرت عذر خواهى نمود و علاوه بر اين، مشورت در امور مملكت و نيز قضاوت بين مردم را به او واگذار نمود كه بنى اسرائيل بدين سبب از حالت اختفا و پريشانى بدر آمدند( كمال الدين و تمام النعمة، ص ١٥٧- ١٥٨، طبع دفتر انتشارات اسلامى).